اتنوګرافی ایران
وزارت تحصیلات عالی
پوهنتون کابل
پوهنحی علوم اجتماعی
دیپارتمنت بشرشناسی و باستان شناسی
اتنوگرافی جمهوری اسلامی ایران
ترتیب کننده گان:فاطمه"امان علی"رضایی،آذین حقیق،عارفه رسا،ماریا لطیفی و عبدالباری نیازی.
تحت نظر استاد:پوهنیار آرین قیامی رئیس خیل
سال:1396
فهرست مطالب
عناوین........................................................................................................صفحه
مقدمه................................................................................................................6
پیشینه تاریخی......................................................................................................7
الف) ایران قبل از اسلام..........................................................................................7
ب) ایران بعد از اسلام............................................................................................7
موقعیت جغرافیایی.................................................................................................8
الف) وسعت و شکل جغرافیایی..................................................................................9
ب) ناهمواریهای ایران..........................................................................................10
منشأ اتنیکی.......................................................................................................12
وجه تسمیه........................................................................................................12
شهرهای مهم.....................................................................................................13
اقلیم................................................................................................................14
اقوام مسکون.....................................................................................................14
اوضاع اجتماعی.................................................................................................14
اوضاع اقتصادی.................................................................................................16
خلیج فارس.......................................................................................................18
دین و مذهب......................................................................................................19
ماه محرم..........................................................................................................19
ماه صفر..........................................................................................................20
شبهای قدر........................................................................................................20
ماه شعبان.........................................................................................................20
عید غدیر.........................................................................................................21
نظام خویشاوندی.................................................................................................21
مراسم تکفین......................................................................................................24
نوروز.............................................................................................................25
شب یلدا...........................................................................................................27
چهارشنبه سوری.................................................................................................27
دانش و ادبیات....................................................................................................28
صنعتها............................................................................................................28
زبان...............................................................................................................29
لباس...............................................................................................................30
غذاها..............................................................................................................31
نتیجه گیری.......................................................................................................35
منابع و مأخذ......................................................................................................36
مقدمه
اتنوگرافی بحث بسیاروسیعی که ابعاد مختلف را در خود دارد علم مردم شناختی که در قسمت علوم امروزی توجه شایان را به خود گرویده است خیلی ها دلچسپ بوده و مورد پسند همه قرار گرفته است در این علم حد ومرزی برای شناخت های داخلی وبیرونی تعین نشده است وما میتوانیم یک جامعه یا یک ملیت را از جوانب مختلف بررسی نماییم چی از لحاظ نژادی ،سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی وامثال این ها دربحث امروز ما کشور ایران را به معرفی میگیریم تا حدودی برای شناخت بیشتر در بحث اتنوگرافی ما باشد .
ایران یکی از کشور های مهم در جهان است خصوصاً بعد از دستیابی این کشور به سلاح هسته ای.این کشور با اکثریت کشورهای همسایه خود دارای مراودات میباشد همچان داری مشابهات و ممیزات مشترک در میان هم از لحاظ ابعاد مختلف میباشند .
ما خواستیم تا در این سیمینار به جلوه های دیگر از کشور ایران بپرادزیم که هریک تحت عناوین جداگانه به معرفی گرفته میشود امید که به اندوخته های علمی تان بیافزاید.
پیشینه تاریخی
ایران سرزمینی که در طول تاریخ دارای داشته های غنی بوده است از ابتدا تشکیل تا فعل حال در تاریخ نام پراعتباری را برای خویش ثبت نموده است که از لحاظ پییشینه تاریخی به دو دوره ایران قبل از اسلام و ایران بعد از اسلام تقسیم شده است.
الف) ایران قبل از اسلام
در دوره قبل از اسلام ایران در امپراتوریهای مختلفی شامل بوده است که یک دوره آن مربوط به ایران پیش از مادها میباشد که بگونه یک تمدن عرض اندام داشته است بعد از آن شامل مرحله ای میشود که تا به ظهور اسلام در این کشور ادامه داشته است،بعد از چندگاهی دوره هخامنشیان در این کشور شروع میشود که یکی از اشخاص مشهوری که در رأس آن قرار داشته است کوروش کبیر میباشد بعد از این سلسله دوره اشکانیان از 250 ق.م شروع و الی 224 م در این کشور به ظهور میپیوندد و بعد از اینکه این سلسله به زوال می انجامد دودمان ساسانیان طلوع میکند که در بین سنوات 224 م الی 651 م قدرتنمایی داشتند.
ب) ایران بعد از اسلام
زمانیکه اسلام بگونه دین رسمی در ایران وارد میشود اولاً اعراب در این سرزمین به مدت 150 سال حکومت میکنند بعد از اینکه این سلسله خاتمه پیدا میکند طاهریان به رهبری طاهر فوشنجی در بین سنوات 820 م-872 م وارد صحنه قدرت میشوند،صفاریان دودمان دیگری بودند که شخص مشهور این خانواده یعقوب لیث صفار میباشد سامان خدات شخص دیگری که یک خانواده سیاسی را بنام سامانیان در دنیا سیاست و قدرت شامل ساخت که در اینجا حکومت کردند.بعد از سامانیان زیاریان و آل بویه از سلسه دیمی 127 سال قدرت را در دست داشتند که خاندان آل بویه از 932 م الی 1055 م و ایلخانیان که از فرزندان مغول بودند از 1256 م الی 1335 م قدرتنمایی کردند.
بر علاوه دودمانهای بزرگ حکومتهای محلی نیز وجود داشتند که برای مدتی در این سرزمین حکومت کردند که مهمترین آنها قرار ذیل است:
صفویه یا صفویان که یکی از مهمترین حکومتها در ایران محسوب میشوند و در بین سنوات 907 م الی 1135 م در قدرت بودند و توسط شورشیان افغان شکست خوردند.
افشاریه که از ایل افشار بودند و به زیادت شخصی بنام نادر افشار وارد صحنه شدند که اصل جایشان مشهد بود و در سالهای 1114 م الی 1126 م قدرت داشتند.
زندیه که اصل در شیراز بودند شخص مشهور این خاندان کریم خان زند بود که در سال 1163م ایجاد گردید.
قاجاریه که از جمله طایفه ترکمان بودند و در بین سنوات 1170 م الی 1304 م در قدرت بودند.
خاندان پهلوی که در 1304 م ایجاد گردید.
و بلاخره جمهوری اسلامی ایران که در سال 1357 هجری شمسی در یک انقلاب مردمی شکل امروزی را به خود گرفت و تا حال هم پابرجاست.
موقعیت جغرافیایی
ایران با 1648195 کیلو متر مبرع مساحت از مشال با ارمنستان ، اذربایجان، و ترکستان هر سه از جمهوریهای شوروی سابق و دریای خزر، از مشرق با افغانستان و پاکستان، از مغرب با ترکیه و عراق و از جنوب با خلیج فارس و و دریایی عمان همسایه است. مساحت ایران یک پنجم مساحت امریکا و تقریبا سه برابر فرانسه است.
ایران در قلب خاور میانه همچون پلی دریای مازندران بزرګترین دریاچه جهان را به خلیج فارس دریای عمان، از شمال به جنوب وصل میکند و کذرګاهی است برای ارتباطات فرهنګی - سیاسی دنیای شرق و غرب.
چشمه های ذلال، باغهای پسته، دشتهای پر از لاله ، فصلهای متنوع، کوههای و صخره ها، شبهای پر ستاره، سرزمینهای نا هموار بی انتها، اتشفشانهای غیر فعال پوشیده از برف، جنګلها سر پوشیده کوهپایه های البرز و سواحل زیبای دریای خزر از جمله دیدنیهای زیبای ایران هستند که همه ساله توجه بسیاری از جهانګردان را به خود جلب می کند.
در کنار خصوصیات مورد توجه سرزمین بزرګ ایران که از نظر جهانګردی اهمیت بسیار زیادی دارد، وجود کوههای بلند ، دشتهای پهناور ، صحراها، رودخانه ها و دریاچه های مختلف ، همګی در کنار یکدیګر شرایط جغرافیایی بخصوصی بوجود اورده اند که در هر موقع سال می توان هر یک چهار فصل را در یکی از مناطق ایران پیدا کرد.
ایران در نیمکره شمالی بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز ګرینویچ واقع شده است که این موقعیت بیانګر آن است که ایران در منطقه معتدله قرار دارد. از این رو ایران در این عرض جغرافیایی، فاقد آب و هوای سرد است که معمولاً در عرضهای بلند وجود دارد و اګر در بعضی نقاط هوایی زمستانی بسیار سرد است، بیشتر به سبب ارتفاع زیاد از سطح دریاست نه عرض جغرافیایی.
ایران از دو سوی شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد. از سوی شملا، ایران به دریاچه خزر مجاور است. مجاورت با دریای خزر از نظر آب و هوایی موجب شده که استانهای ساحلی این کشور، مثل ګیلان و مازندران و ګلستان که بین کوهستانهای البرز از یک طرف و دریا از طرف دیګر محصور شده اند، کاملاً تحت تاثیر و نفوذ بادهای مرطوب این دریا قرار ګیرند و میزان رطوبت زیاد، به ویژه وجود باران در فصل تابستان ، در رشد پوشش ګیاهی و ایجاد مناطق جنګلی موثر افتد.
از ایران هیاتی به همران وزیر فرهنګ و ارشاد اسلامی در کنګره شرکت شرکت خواهند کرد. به علاوه ویژه نامه ای از فصلنامه پارسی که در بردارنده 17 مقاله پژوهشګران در باره ناصر خسرو است و زیر نظر دکتر مهدی محقق تهیه شده از سوی شورای ګسترش زبان و ادبیات فارسی در این کنګره توزیع خواهد شد. ګفتنی است که این کنګره در سال آینده در تهران و لندن برګذار خواهد شد.
دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان از نظر اتصال و ارتباط این کشور با کلیه کشورهای جهان از طریق آبهای ازاد، بسیار مهم و قابل توجه است، اګر چه از نظر آب و هوایی، به علت ګرما و رطوبت زیاد تابستانی محیط ګرم و مرطوبی در فصل تابستان به وجود می اورد.
از سوی دیګر، ایران در جنوب غرب آسیا واقع است، آسیای غربی در حقیقت منصقه واسطه ای است بیان سه قاره آسیا، اروپا، آفریقا و ایران در این منطقه ، از حوادث این سه قاره سخت متاثر است. زیرا هر نوع واقعه ای که در این قاره ها اتفاق افتد و یا رابطه و مراوده اقتصادی ، فرهنګی ، سیاسی و نظامی بین این سه قاره برقرار شود، ناچار تاثیری در ایران خواهد ګذاشت.
الف) وسعت و شکل جغرافیایی ایران
کشور ایران دارای شکل شبیه به متوازی الضلاع ناموزون است که طول یک قطر آن ، از ارارات در شمال غربی کشور به خلیج ګواتر در جنوب شرقی به وسعت 2250 کیلومتر و وطول قطر دیګر آن از خرمشهر در ساحل خلیج فارس به سرخس در شملا شرقی 1400 کیلومتر است. در نتیجه ، دو استان آذربایجان در شمال غربی ایران و سیستان و بلوچستان در منتهی الیه جنوبی شرقی کشور ، نسبت به یکدیګر و همچنین نسبت به تهران پایتخت کشور از سایر استانها دورتر هستند.
شکل جغرافیایی و وسعت خاک کشور از قورن هشتم پیش از میلاد، یعنی زمان حکومت مادها که اولین سلسله آریایی را تشکیل دادند تا حدود یک قرن پیش هموراه متغیر بوده است.
ایران امروز، با وسعت 1648195 کیلومتر مربع معادل به یک بیست و هفتم وسعت قاره آسیا و نزدیک به یک نودم خشکیهای جهان است. خاک ایران به تنهایی، بیشتر از مجموع مساحت شش کشور اروپایی آلمان، فرانسه ، انګلستان، ایتالیا، هلند و بلژیک است.
جنوبی ترین نقطه این سرزمین بندر (ګواتر) و شمالی ترین نقطه آن (دامنه آرارات) است. شرقی ترین ناحیه ایران (کوهک) و در مرز پاکستان و غربی ترین آبادی آن (بازرګان) در مرز ترکیه قرار اختلاف ساعت میان شرقی ترین و غربی ترین نقاط مرزی حدود یکساعت و هیجده دقیقه است.
ب) ناهمواریهای ایران:پیدایش چین خورګیها و نا همواریهای ایران نتیجه حرکات کوهزایی اواخر دوران سوم است که پیدایش این چین خوردګیها همزمان با بیدایش کوههای جنوب اروپا و آسیا بوده است.
در ایران نمونه های مشخص ناهمواری به صورت کوهستانهای بلند و پرحجم با دامنه های پر شیب و دره های تنګ و ګذرګاهها یا به صورت سرزمینهای کمابیش هموار و یکنواخت دیده می شود.
کوهستانها: پیش از نیمی از وسعت ایران پوشیده زا کوههای بلند است. این کوهها یا مانند البرز در طول صدها کیلومتر چون دیاوری کشیده شده و عبور از آن فقط از طریق ګردنه های بلند و ګذرګاهها عملی است. یا مانند زاګرس شامل رشته های مرتفع و موازی با دره های ګود و دامنه های بر شیب است که نواحی داخلی ایران را از کناره خلیج فارس جدا می کند و تنها از راه دره های پرپیچ و خم رودها که در طول صدها هزار سال حفر شده اند، می توان از انها عبور کرد.
سرزمینهای هموار: در مقابل کوهستانها بلند با دره های ګود، پهنه های کم و بیش وسیع و همواری در داخل یا در حاشیه فلات ایران وجود دارد. این سرزمینها با وسعت و ارتفاع متفاوت در محل کوهپایه ها و یا در میان رشته کوهها ګسترده شده اند. جلګه های ساحلی شمال و جنوب دشت لوت و دشت کویر نمونه های از آنها به شمار می روند.
تقسیم بندی ها همواریهای ایران
ناهمواریهای ایران را می توان از نظر طبیعی و جهت برجستګی و شرایط خاص منطقه به چند دسته تقسیم کرد:
کوههای شمالی
کوههای غربی و جنوبی
کوههای شرقی
کوههای مرکزی
جلګه های ساحلی
چاله های داخلی
کوههای شمالی
این رشته عظیم کوهستانی مشتمل است بر کوههای آذربایجان در شملا غربی و ماسیف البرز در مرکز و کوههای خراسان در مشرق .
مهمترین کوههای اذبیاجان ، رشته کوههای قوسی شکل ارسباران واقعدر ساحل رود ارس است. با قله (نشان کوه) به ارتفاع 3700 متر که از سوی غرب به آرارات و از سوی شرق به کوههای تالش متصل می شود . این رشته کوهها دنباله رشته کوههای قفقاز به مشار می آیند که با دره عمیق رود ارس از یکدیګر جدا می شوند. در داخلی قلات آذربایجان دو توده عظیم کوهستانی سهند و سبلان قرار ګرفته که هر دو از کوههای آتشفشانی خاموش با چشمه های آب معدنی قروان هستند.
بلند ترین قله سهند 3710 متر و بلند ترین قله مستوراز برف سبلان 4811 متر ارتفاع دارد.
ماسیف عظیم البرز که در دوران چین خوردګی آلپی تکوین یافته، با قللی مرتفع و درههایی عمیق مانند سد عظیم قوسی شکل به طول تقریبی 600 کیلومتر بین دریای خزر و فلات مرکزی ایرانه واقع شده است. این دیوار عظیم در غرب با دره عمیق سفید رود از کوههای تالش جدا شده، از سوی شرق به کوههای خراسان می پیوندد. عریض ترین و مرتفع ترین ناحیه این کوهستان قله دماوند به ارتفاع 5671 متر است و هر چه از دو سوی آن به طرف شرق و غرب پیش برویم، هم از ارتفاع و هم از عرض آن کاسته می شود.
کوههای خراسان در شمال شرقی یاران، دنباله کوههای قسمت سوم از کوههای شمالی ایران را تشکیل می دهد. این دسته از کوههای به صورت رشته قوسهای موازی زا شاه کوه آغاز می شود و در جهت شمال غربی به جنوب شرقی تا هندوکش در افغانستان امتداد دارد. در میان این رشته کوههای موازی، دره های و دشتهای وسیع وجود دارد که ګاهی پهنای آنها در بعضی نقاط به حدود 200 کیلو متر می رسد.
کوههای غربی و جنوبی
در سراسر غرب ایران، سلسله جبال عظیم دیوار مانندی به صورت موازی از رشته های طاقدیسی کشیده شده که از کوههای آذربایجان، در شمال غرب ایران آغاز می شود و به طرف جنوب و جنوب شرقی تا سلسله جبال مکران در بلوچستان امتداد می یابد. این سلسله جبال که کوههای زاکرس و شاخه های آن را شتکیل می دهد، مجموعه پستی و بلندیهای منظم و ویژه ای است که در جنوب ګسله های سراسری از کردستان جنوبی تا شمال تنګه هرمز ګسترده شده است. زاګرس با جلګه های وسیع و دشتهای پهناوری چون جلګه کرمانشاه در غرب و جلګه شیراز در جنوب، از هم جدا شده و به قسمتهای شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می شود.
ناحیه زاګرس شمالی که در جنوب کوههای آذربایجان قرار دارد بلندی ارتفاع آن نسبت به نواحی دیګر کمتر است و در مقابل دره های تنګ متعدد وکوه و کمرهای سخت تری دراد که ارتباطها را مشکل می کند.
راګرس مرکزی، مانند البرز میانی، مشتمل بر بسیاری از قلل بلند است که بیش از 3000 متر ارتفاع دارند و در بیشتر ایام سال در زیر پوششی از برف مستورند. غالب این کوهها پوشیده از جنګلهای بلوط و نارون بوده و دامنه های آنها چراګاهههای وسیع و محل ییلاق یالات و عشایر کرد، لر و بختیاری است. مرتفع ترین ارتفاعات زاګرس به نام کوههای بختیاری در فاصله لرستان تا جلګه شیراز واقع شده که از یک سو به فلات داخلی مرتبط است و از سوی دیګر به جلګه های خوزستان و ساحل خلیج فارس منتهی می شود. بلند ترین نقطه آن زردکوه ، 4547 متر ارتفاع دراد.
منشاء اتنیکی
در جهان امروزی اصلاً مبدأ تمام اتنیکها به همان سه پسر نوح "ع" میرسد چنانچه سام را پدر تبار آریایی،حام را پدر سیاه پوستان و یافث را پدر ترکان میدانند اگر ما دقیق ببینیم ایران کشوری است که از لحاظ ترکیب نژادی شامل خاندان آریایی میشود و اصل نژاد آنها به سام میرسد ولی اگر دقیقاً متوجه شویم آریایی ها از زمانه های بسیار قدیم اولاً در ایران نبوده اند بلکه آنها در اثر مهاجرتهایی که به دلایل مختلف پیش آمد به آن دیار رو آوردند و همانجا مسکن گزین شدند که یکی از دلایل که بر اتنیک آنها دلالت میکند همین حرف است اما بعضاً آنها نظر به بعضی دلایل با ترکهای جمهوری ترکیه مشابه دانسته شده اند ولی آنچه که زیادتر در خور اهمیت است اینست که از نژاد آریایی هستند که همین اقوام آریایی در تاریخ گذشته سبب تشکیل بسیاری از تمدنهای مشهور در این کشور شده اند.
وجه تسمیه
نام ایران برای ایرانی ها آشنا و خوشایند است اما از لحاظ تاریخی نام ایران برای خارجیها نا آشنا است آنها بیشتر این مردمان را بنام پرشیا بخاطر میاورند تنها از سال 1935 م است که بر طبق تقاضای ولت وقت نام این سرزمین بنام ایران تغییر نام داده است در واقع واژه ایران بجای واژه "پرس" به لهجه فرانسوی،"پرشیا" به لهجه انگلیسی و ... که همگی از "پرسیس" یونانی گرفته شده اند آمده اند.
ایران در یک کلام یعنی سرزمین آریایی ها واژه ایران به ایرانی باستان aryanam ،به فارسی باستان ariya ،به اوستایی airya و به فارسی میانه eran تلفظ میشود.واژه ERAN ترکیبی از ER و پسوند AN است و به معنای منسوب به قوم ER است.بنابر این اران و با تلفظی که ما امروزه میگوییم ایران یعنی محلی منسوب به نژاد ایر یا محل آریاییان.از طرفی به گفته بعضی از محققین "ایر" در لغت به معنی فروتن و آزاده است و جمع آن ایران به معنی فروتنان و آزاده گان است.
در اوستا هم ایران نام سرزمینی است که مردمی شریف،نجیب،نژاده و اصیل در آن زنده گی میکنند.اوستا در بخش وندیداد از جایی بنام "ایرانویچ" نام میبرد که مرکز اصلی ایرانی ها است ایرانویچ تغییر یافته واژه "اییرینه ویجه" است.در سانسکریت واژه بیجه به معنی تخم است و از این رو خاورشناسان "اییرینه ویجه" را به معنی سرزمین تخمه و نژاد آریایی گفته اند.در واقع نام سرزمینی است که ایرانیان نخست به آنجا رفتند و از آنجا تدریجاً پیش رفتند و سراسر ایران زمین را گرفتند و بعدها همه ممالکی که در تصرف آنان بود ایران نامیده شد.
در اوستا وقتی درباره ایرانویچ سخن میرود صحبت از جایی است بسیار سرد و شاید بخاطر همین سرماست که ایرانی ها کوچ کرده اند.در وندیداد آمده:"نخستین جا و سرزمین نیکویی که من،اهورامزدا آفریدم ایرانویچ بود که از رود ونگوهی داییتی آبیاری میشود" و در متون پهلوی آمده که ونگوهی داییتی همان وهرود است و در جایی دیگر آمده که وهرود رود جیحون "اکسوس" است.
نام ایرانویچ در اوستا و کتب پهلوی بارها ذکر شده و دانشمندان احتمال میدهند که مکان آن اطراف خوارزم و جیحون باشد.در زمان ساسانیان سرزمین ایران بنام ایرانشهر "star-eran" و ایرانی بنام ایرانشهری "eransatrik" معروف بودند اما آنچه که بنام فلات ایران میشناسیم منطقه وسیع و بلندتر از مکانهای پست اطراف است که در آسیای جنوب غربی شامل قفقاز،ترکستان و افغانستان و ایران کنونی بود و قبل از مهاجرت آریاییان به این سرزمین اقوامی از نژادهای مختلف در آن میزیستند و منطقه ای که امروز ایران نام دارد جزو قسمتی از بخش غربی و تا حدی جنوبی آن و حدود 63 درصد تمام آن است.
فهرست مراکز استان های ایران شامل 31 شهر همراه با بعضی اطلاعات اماری، به ترتیب جمعیتشان در سال 1390 خورشیدی چنین آمده است:
ردیف نام شهر استان مساحت(کیلومتر مربع)
تهران تهران 450.93
مشهد خراسن رضوی 203.60
اصفهان اصفهان 163.24
کرج البرز 83.35
تبریز آذربایجان شرقی 129.83
شیراز فارس 156.33
اهواز خوزستان 127.54
قم قم 89.67
کرمانشاه کرمانشاه 62.42
ارومیه آذربایجان غربی 84.62
رشت ګیلان 54.82
زاهدان سیستان و بلوچستان 49.73
کرمان کرمان 62.39
اراک مرکزی 68.05
همدان همدان 43.71
یزد یزد 81.88
اردبیل اردبیل 41.06
بندر عباس هرمزګان 76.30
زنجان زنجان 42.42
قزوین قزوین 30.16
سنندج کردستان 34.57
خرم آباد لرستان 36.95
ګرګان ګلستان 44.65
ساری مازنداران 34.75
بجنورد خراسان شمالی 26.06
بندر بوشهر بوشهر 31.18
بیرجند خراسان جنوبی 23.83
ایلام ایلام 17.73
شهر کرد چهارمحال و بختیاری 22.31
سمنان سمنان 16.63
یاسوج ګهګیلویه و بویر احمد 21.95
اقلیم ایران
آب و هوای ایران بطور عمومی خشک و بری بوده در ساحل بحیره کسپین رطوبت و بارنده گی زیاد میباشد،در مناطق کوهستانی و مرتفع غرب مانند آذربایجان،کردستان و خراسان هوا سرد میباشد،در جنوب غرب و جنوب شرق هوا گرم بوده و در نواحی مرکزی هوا معتدل و نسبتاً گرم میباشد.
اقوام ایران
کردها که در مرزهای ایران،عراق و سوریه زیست دارند.
تاجیک ها در همدان،اصفهان،یزد و تهران بیشتر اند.
عجمی ها نیز مانند تاجیک ها در همدان،اصفهان،یزد و تهران زیست دارند.
بختیاری ها در قسمت شمال غربی ایران زیست دارند.
لرها در قسمت شمال غربی ایران زیست دارند.
فارسی ها که در تمامی قسمتهای ایران زیست دارند.
ترکمنها که در قسمت تبریز زیست دارند.
عرب ها
هندوها
عیلامی ها
اوضاع اجتماعی
تصاویر که در آثار تاریخی باقیمانده نمایا نگر آنست که فارسیان مردمان قد بلند قوی الجثه بودندو زنده گی در کوهستانات آنها را سخت سرو با صلابت ساخته بود. اما بمرور زمان ثروت زیاد ازین سختی و صلابت آنها کاست لباس شان ما نند مردمان ماد بوده وخود را به زیورآلات مادی نیز می آراستند بجز از دو دست برهنه گذاشتن هر یک از قسمت های بدن را خلاف ادب می داستند از همین رو سر تمام بدن خودرا می پوشانیدند آنها تنبان ست پارچه و پیراهن کتانی و دو لباس روی می پوشیدند و کمر بند به کمر خود می بستند. تفاوت لباس زنان با مردان در این بود که یخه پیراهنشان شگافی داشت. مردان ریش خود را نمی تراشیدند. موهای بلند می گذاشتندن وبعد ها در اثر ازدیاد ثروت زن و مرد متوجه تجمل گردیده موی های ساختگی را مورد استفاده قرار میدادند. زنان زیاد تر از سرخی و سفیده و روغن جهت آراستن صورت خود استفاده می نمودند. که بدین ترتیب قشر خاصی در میان آنان پیدا شدند که بنام «آرایشگران» یاد شده و متخصص در هنر آرایش بودند.
مردمان فارس در دوستی خود استوار و در سخن گفتن صریح و مهمان نواز بوده اند. اگر در نفری که هم رتبه بوده با هم روبرو می شدند با هم روبوسی می نمودند و اگر با شخص بلند مرتبه تر از خود روبرومیشد با خم شدن احترام می نمودند و در مقابل اشخاص کوچکتر گونه خود را برای بوسیدن پیش می نمودند.
خوردن خوراکه باب را در راه بد دانسته و آب دهن وبینی خود را در مقابل دیگر نمی انداختند پاکی و طهارت را دوست داشتند چه در دین زردشت نیز به پاکی و طهارت توصیه گردیده بود.
خانواده در نظر فارسیان مقدس ترین سازمان اجتماعی به شمار می رفت. تعداد ازدواج در میان آنان مروج بوده در این مورد اوستا چنین می گوید: «مردی که رنده دارد بر آن که چنین نیست فضلیت دارد و مردی که خانواده یی را سرپرستس میکند بر آن کع خانواده ندارد فضلیت دارد و مردی که پسران فراوان دارد بر آن که چنین نیست فضلیت دارد و ثروتمند بر تر از مردی است که ثروت ندارد». با در نظر داشت سطورفوق می توان بخوبی مقام اجتماعی افراد را در جامعه آن روز گار حدس زد.
وقتی فرزندان بسن بلوغ می رسیدند. پدر خانواده زمینه زناشویی را برای شان فراهم می ساخت ازدواج میان خواهر و برادر، پدر ودختر،و مادر وپسر در میان فارسیان امر معمولی به حساب می آمد.
زنان فارسی دارای مقام و منزلت بلند بوده آزادانه میان مردم رفت و آمد می نمودند و حق داشتند صاحب ملک وزمین باشند و در غیاب شوهر از کار های وی رسیده گی می نمودند. بعد از بقدرت رسیدن داریوش اول، مقام زنان خصوصا در میان ثروتمندان تنزل پیدا کرد وآهسته آهسته آنان از اجتماعی دور گردیدند .
اما زنان فقیر چون ناچار بودند برای کار میان مردم رفت و آمد نمایند. آزادی خود را حفظ نمودند . زنان طبقات بالای اجتماعی اجازه نداشتند که بجز تخت روان روپوش دار از منزل بیرون بیایند و به آنها اجازه
آمیزش با مردان داده نمی شد به حدی که زن شوهر دار حق نداشت هیچ مردی را ببیند ولو که پدر یا برادرش می بود اما کنیز کان آزادی بیشتر داشتند زیرا مجبور بودند تا از مهمانان خواجه خود پذایرایی کند داشتن فرزندان زیاد مایه مباهات برای پدران بود ولی دختران طرف توجه نبودند در این مورد چنین نظر بود که پدران از خدا مسلت نمی کنند که دختری به ایشان روزی کند وفرشتگاه دختران را از نعمت هایی که خدا به آدمی بخشیده به شمار نمی آورند زنان شوهر دار و یا دوشیزه گان که از راه نا مشروع صاحب فرزند میشدند در صورتیکه قصد سقط کردن جنین نمی نمودند بخشیده می شدند . اما سقط کردن جنین جرم بوده سزای مرگ داشت.
فرزندان تا سن پنج سالگی به اختیار و از 5 الی 7 سالگی تحت سر پرستی پدر قرار داشتند و در سن هفت سالگی به مدرسه داخل می شدند. تعلیم و تربیه غالبا منحصر به فرزندان اشراف و اعیان بود و معمولا اینکار کاهنان صورت می گرفت و مدارس را بدور از بازار دایر می نمودند کتب درسی اوستا و شروح آن بود و مواد درسی شامل مسایل دینی، طب و حقوق می شد. دروس را از راه سپردن به حافظه فرا می گرفتند تعلیمات عالی تا سنین (24 ـــ 24) سالگی ادامه می یافت برای فرزندان اشراف تعلیمات بخصوص میدادند تا برای تصدی مشاغل دولتی آماده شوند در مدارس عالی علاوه از دروس برای شاگردان تعلیم دویدن، اسپ سواری، شناوری و شکار جانوران، دنبال کردن دزدان و کشاورزی تربیه درختان وقطع مسافه زیاد را دز سرمای زمستان و کرمای تابستان می دادند تا افراد سر سخت بار آیند و برای کار زار آماده گردد.
جامعه به طبقات تقسیم گردیده بود که بالاتر از همه فامیل شاهی و در راس همه شخص شاه قرار داشت که تنها نزد خدای روشنی خود را مسوول می دانست البته صلاحیت شاه وابسته به قدرت و نفوذی بود که او در میان در بار و جامعه می داشت. افرادی مانند کوروش، داریوش اول ودیگران دارای قدرت مطلقه بودند اما شاهان ضعیف النفس اله دست درباریان قرار می گرفتند بعد از فامیل شاهی دوحانیون قرار داشتند که دارای نفوذ فوق العاده و املاک و ثروت فراوان بودند . سرداران بزرگ سپاه، اشراف و اعیان در باری در مقام بعدی قرار داشتند بعد از اینان طبقه متسط قرار داشت. که شامل دبیران،بازرگانان،صنعت کاران و اهل کسبه میشد. در آخرین ردیف اجتماعی برده گان بودند که قسمت عمده برده گان را اسیران جنگی تشکیل میداد و اینان از هیچ نوع حقوقی بر خوردار نبودند. و عمدتا از آنها در بیکاری ها، کشت وزراعت کندن و حفر نهر ها، احداث سرکها، استخراج معادن ودر امور دیگر استفاده بعمل می آمد.
اوضاع اقتصادی
کشت و زراعت در میان فارسیان از اهمیت درجه اول برخورداربود .یک قسمت اززمین ها متعلق به مردم بوده که به کشت و زراعت در آن می پرداختند و بعضی اوقات زمینداران کوچک زمین های خود را بصورت دسته جمعی زرع می نمودند قسمت عمده اراضی مربوطه به خانواده شاهی، روحانیون، اشراف و مالکان بزرگ بوده که بوسیله دهاقین وابسته به زمین یا برده گان زرع می گردید. اجازه دادن زمین ها و املاک نیز معمول بوده است زمین ها را توسط کاریز ها آب می دادند و همچنان از طریق جوی هاوکانال ها به آبیاری اراضی می پرداختند محصولات عمده زراعتی را جوو گندم تشکیل میداد.
صنایع در میان فارسیان رونق چندانی نداشت عمدتآ وسایل صنعتی و صنایع دستی بوسیله مردمان شرق نزدیک و جاهان دیگر تولید می گردید و به قسم باج و خراج به مراکز فارس انتقال داده میشد .
ابتکار مهم فارسیان در ساختن راه های کاروان رو بود کع تا زمان امپراطوری روم نظیر آن دیده نشده یکی از شاهراه ها که از شوش ساردیس امتداد داشت دارای 1500 میل طول ( تقریبا 2400 کیلو متر) بود طول راه ها را با فرسخ (5 کیلو متر و 250 متر یعنی 250 متر) اندازه می گرفتند و در پایان هر چهار فرسخ مهمانخانه ها و کاروانسرا ها موجود بود و در هر منزل اسپ های تازه نفس برای انتقال برید چاپار( بسته ) شاهی آماده بود همچنان راه دیگری که از طریق افغانستان می گذشت و فارس را به هند
وصل می نمود مورد استفاده قرار داشت اگر چه این شاهراه ها برای استفاده و نقل و انتقال عساکر و سفربری های شاهان فارسی احداث گردیده بودند اما در توسعه تجارت نیز موثر ثابت گردیده باعث سهولت در نقل و انتقال اموال می گردیدند و زمینه تبادله اموال تجارتی را بین شرق و غرب مساعد می گردانیدند.
اموال کشور هند از طریق این راه ها به شوش و بالعکس اموال قلمرو های دیگر بطرف هند منتقل می گردید و از این راه عواید سر شاری نصیب امپراطوری هخامنشیب می گردیدند داد و ستد بین مصر و بین النهرین به سرعت رشد نمود . بلکه با کشور های خارج امپراطوری نیز رونق داشت.
بالعکس حمل ونقل از راه های خشکه ، فن دریانوردی میان فارسی ها چندان رشد ننموده بود آنها قوای بحری مخصوص برای خود نداشته بلکه از کشتی ها و ملاحان فنیقی استفاده می نمودند گر چه داریوش اول کانال بزرگی حفر نموده و دریای نیل را با بحیره احمر ارتباط داد ولی در دوره جانشینانش دو باره این کانال بوسیله ریگ های روان پر گردیده.
تجارت در قلمرو فارس بیشتر توسط مردمان غیر فارسی مانند بابلی ها، فنیقی ها و یهودیان صورت می گرفت. چهفارسیان تجارت را کار پست و حقیر شمرده بازار را کانون دروغ و فریب می دانستند و بیشتر ترجیح می دادند تا احتیاجات خود را از طریق زراعت مرفوع سازند مالیات اراضی یک قسمت مهم عواید
دولت را تشکیل میداد سکه در میان فارسیان کمیاب بود تنها به فرمان داریوش بود که ســــکه های طلایــــــی ( داریک) و نقره دسیکل ضرب زده شده و در شهرستان ها سکه ها نقره یی و برنجی در چلند بود مالیات هم بصورت جنسی غلام، گندم، جو، حبوبات و غیره و هم بصورت نقدی جمع آوری میگردید.
جمع آوری مالیات توسط والی ها (ستراپ ها ) صورت می گرفت که قسمتی از انها را برای شاه می فرستادند و بخشی از آن را برای مصارف خود نگهداری می نمودند.
در ابتدا مزد، وام و سود سرمایه را به جنس می پرداختند وواحد مبادله را چارپایان و غله باب تشکیل میداد و بعد از فتح لید یا سکه های فلزی آهسته آهسته در میان فارسیان مروج گردید تا اینکه داریوش اقدام به ضرب سکه های طلا و نقره نمود.
در سرتا سر قلمرو امپراطوری فارس پول مسکوک مروج گردید که این خود در تجارت سهولت را مهیا و زمینه رشد آن را مساعد می گردانید. زیرا معامله جنس به جنس جلور رشد تجارت را می گرفت و انتقال اجناس از یکجا به جای دیگر مشگلات زیادی را تولید می نمود. البته سکه فلزی در قرن هشتم ق.م در کشور لید با ضرب گردیده بود و بعدا دیگران از آنها تقلید نمودند.
خلیج فارس
سومین خلیج بزرگ جهان بعد از مگزیک و هارسون
نام تاریخی این خلیج در زبان های گوناگون بنام خلیج فارس یا دریای پارس بوده بعضی از کشور های عربی در دهه اخیر آن را خلیج عربی یا خلیج نامیده اند که 150 نوع ماهی متفاوت در این خلیج وجود داشته یکی از اقدامات دولت ایران برای رسمیت دادن به روز ملی خلیج فارس بوده.
بزرگترین عامل اهمیت خلیج فارس وجود معادن سر شار و نفت و گاز در کف بستر و سواحل آن است به طور که این منطقه را مخزن نفت جهان نام نهادند.
کشور های که با این خلیج هم سرحد است ایران ، عراق، عمان ، عربستان ، کویت،امارات متحده عربی ، قطر وبحرین میباشد.
دین و مذهب
ایران کشوری است که دارای سیستم جمهوری اسلامی میباشد یعنی جمهوری اسلامی ایران.پس چنین هویدا است که این کشور دارای دین رسمی اسلام است که اکثریت نفوس آنرا مسلمانان تشکیل میدهد و از لحاظ مذهب مروج آن کشور باید بگوییم که مردمان آن پیرو مذهب تشیع عثنی عشری میباشند اما پیروان مذاهب دیگر نیز در آنجا دیده میشود این مردمان در قسمت دین و مذهب خویش خیلی ها حساس بوده و بعضی از مراسمات و بخش عقیدتی آنها مشهور میباشد که برای آنها خیلی مهم است و ما در این قسمت به ذکر آنها میپردازیم.
ماه محرم
یکی از مراسمات دینی مردم ایران متعلق به ماه محرم الحرام است که در این ماه از شهادت امام حسین "علیه السلام" نواسه پیامبر بزرگ اسلام تجلیل به عمل میاورند
در این ماه عزاداری میکنند قسمیکه تمامی قسمتهای شهر را سیاه پوش میکنند و از طرف شب به مراسمات مذهبی خویش اقدام میکنند قبل از اینکه ماه محرم الحرام داخل شود ایام شورش محرم گفته میشود و برپایی مراسمهای خوشی را قطع میکنند که این وضعیت تا بیست و هشتم ماه صفر ادامه پیدا میکند در ماه محرم روز هفتم،نهم و دهم از جمله روزهایی است که دارای اهمیت بیشتری میباشد در روز دهم این ماه به نظر و خیرات میپردازند البته این ویژه گیهایی را که یادآور شدیم تنها مختص به مردم ایران نمیباشد بلکه تمام مردم شیعه در تمامی نقاط جهان این مراسم را دارا میباشند.
ماه صفر
ماه صفر نیز یکی از ماه های قمری است که دارای اهمیت وافری نزد مردم تشیع میباشد در این ماه مردمان شیعه مذهب و مرمان ایران نیز به یک سلسله نذورات میپردازند که این عمل دلالت میکند بر اینکه خاندان پیامبر و فامیل امام حسین "علیه السلام" در اسارت دشمن بوده اند در این ماه یکی از وقایع مهم که قابل یاد آوری است مراسم اربعین حسینی یا چهلم مراسم عاشورا میباشد که مصادف با روز بیستم صفر است که در این روز نیز مردمان شیعه و مردمان ایران نیز به اجرا یک سلسله مراسمات میپردازند و البته این ماه که ختم شود مرمان دوباره به وضعیت عادی خویش برگشته و مراسات خوشی خود را برپا میکنند.
شبهای قدر
شبهای قدر از جمله شبهای پرفیضی است که برای همه مسلمین جهان خیلی ها مهم است چون در این شب مبارک بزرگترین معجزه حضرت محمد مصطفی "صلی الله علیه والسلم" و کلام الله سبحان یعنی قرآن مجید نازل گردیده است.علاوه بر این موضوعات یاد شده مردمان شیعه و مردم ایران یک تعبیر دیگری نیز برای تجلیل از این ماه نزد خویش دارند در این ماه حضرت علی "علیه السلام" نیز به شهادت رسیده است که شبهای 19،21 و 23 رمضان را مصادف به شب قتل حضرت علی میدانند که در این شبها تا به سحر به عبادت میپردازند و همچنان به ذکر دعا مشغول میشوند.
ماه شعبان
هشتمین ماه قمری ماه شعبان است که یکی از ماه های معظم در بخش عقاید مردمان شیعه است به دلیل اینکه این ماه مصادف به ماه تولد امام مهدی "عج" دوازدهمین امام شیعیان است چون نظر به مذهب شیعه و تأیید مذاهب دیگر این امام هنوز زنده بوده و در نزدیک قیامت ظهور خواهد کرد که یکی از نشانه های قیامت را نیز ظهور همین امام دانسته اند روز پانزدهم شعبان که روز تولد این بزرگوار است مردمان شیعه به نذرها و مراسمات شادمانی میپردازند و جشنها را برپا میکنند جاده ها و مساجد را گل پوش میکنند و در خیابانها به خیرات اقدام میکنند.
عید غدیر
چنانچه یادآور شدیم مردم ایران شیعه دوازده امامی میباشند که اولین امام در آن مذهب امام علی "علیه السلام" میباشد که هجدهم ذی الحجه بنام عید غدیر یاد میشود این عید مصادف با روزی است که در این روز امام علی به امامت انتخاب شده است و از همین رو از این روز به عنوان عید تجلیل به عمل میاورند که این عید زیادتر مربوط به مردم سادات است که در این روز مردمان دیگر به خانه مردمان سادات میروند و از آنها پولی را به عنوان عیدی اخذ میکنند و آن پول را هم خرچ نمیکنند و به عنوان تبرک نزد خود نگه میدارند.
نظام خویشاوندی
ایرانی ها مانند سایر مردم کره زمین بخاطر ادامه حیات و بقای نسل ازدواج میکنند.
چون این کشور یک کشور اسلامی است روابط و نظام خویشاوندی آنان خیلی مشابه به افغان ها و سایر مسلمین است.
ایرانی ها زمانیکه یک دختر را مد نظر میگیرند کوشش میکنند آن دختر از ا خویشاوندان بستگان نزدیک شان باشد، آنها یک شب را تعیین میکنند و بخاطر خواستگاری به خانه عروس یروند خانواده عروس که از قبل ازین امر آکاه هستند از آنان پذیرایی خوب میکنند.
خاواده داماد در آن شب با خود یک جعبه شیرینی و یک دسته گل تازه که نماد خواستگاری در ایران است را با خود میبرند همچنان درین شب هم عروس در محفل میباشد هم داماد هر دو در این نشست شرکت میداشته باشند.
بعد از چند رفت و آمد مکرر بلاخره خانوده عروس رضایت نشان میدهد بعد ازین رضایت مراسم بله بوون( شرینی خوری) اجرا میگردد و حلقه ها رد و بدل میشوند، اکثرآ درین محفل عقد خوانده میشود و هر دو به هم محرم میشوند.
ایرانی ها برای عروسی محفل مجللی برگزار میکنند و مانند افغان ها اقوام و دوست های دور و نزدیک را خبر میکنند بعضی تفاوت ها هم دارد مانند اینکه عروس های ایرانی لباس سبز برای نکاح نمی پوشند و فقط لباس سفید به تن میکنند آنها مراسم حنا بندان( شب خینه) هم دارند.
ممیزه مراسم ازدواج ایرانی ها سفره عقد است.
آنان یک عاقد(آخوند) را برای بستن عقد سر سفره عقد میارن اجزای سفره عقد شامل اینها است:
۱- قرآن کریم: شاهد ساختن خداوند و قان برای این پیوند.
2- کله قند و تور قند:
قند را هنگام عقد بالای عروس میسایند و آنرا با تور (جالی) تزیین میکنند.
طویانه میان این مردم مروج نیست ولی بین آنان دو موضوع مشکل ساز مروج است که یکیش مهر و دیگری جهیزیه است.
جهیزیه دختران ایرانی تمامآ سر پدر دختر است پدر دختر مجبور است اگر د ارا است یا نادار تمام لوازم دختر خود از فرش و ظرف شروع تا لوازم آشپپز خانه و هر چیز دیگر تهیه کنند.
در بعضی موارد اگر پدر دختر دارا باشد تا خانه و موتر نیز برای دختر خد جهیزیه میدهند.
دختران ایرانی مهریه خیلی بالا دارند، آنها معمولآ مهریه خود را سال تولد خود سکه بهار آزادی میگزارند البته ربع مکمل مثلن دختری که در سال ۱۳۷۶ تولد شده باشد مهر او ۱۳۷۶ دانه سکه ربع مکمل آزادی است.
۳ـ یک جفت شمع دانی منقوش: جهت آرزوی روشنایی و گرمی پیوند.
۴ـ جانماز: نمادی از پابندی زوج به اصول دین مبین اسلام.
۵ـ کاسه نبات: معمولآ جهت شرین کامی استفاده میشود.
۶ـ نقل و سکه: جهت شرینی و افزایش روزی عروس و داماد.
۷ـ تخم مرغ: تخم مرغ بین آریایی ها نمادی از زاد و ولد است.
۸ـ فندق، چهارمغز(گردو)،بادام: غذا های پر مقوی.
9-نان و پنیر: نان را نشان برکت الهی و پنیر نشانه سفیدی و سفید بختی است.
۱۰- گل: نشانه طراوت و تازگی معمولن از گل سرخ.
۱۱-شرینی: ارمغان آورنده خوشی و شرینی.
۱۲ـ سبزی: به نشانه سبزی و تازه گی.
۱۳ـ میوه: نشانه های از موهبت های الهی.
۱۴ـ عسل: یکی از اجزای مهم است بعد از عقد در دهن همدیگر میگذارند چهت شرین کامی.
۱۵ـ جا حلقه یی: بخاطر گذاشتن حلقه نامزادی.
۱۶ـ خوانچه نان و اسپند: اسپند بخاطر دور داشتن چشم بد و نان بخاطر روزی.
۱۷: آیینه:دلیلی بر پاکی و صافی دلها.
مراسم تکفین
ایرانی ها چون مسلمان هستند همه مراسم شا مانند ما است فقط یک چیز بین آنان مهم است اینکه آنان مرده های خود را بدون اجازه پزشک قانونی( طب عدلی) حق دفن ندارندخواه آن مره به مرگ طبیعی مرده باشد یا به قتل رسانده شده باشد اول یک برگه اجازه نامه از پزشک قاونی میگیرند بعدآ در بهشت زهرا یا همان جای دفن مرده ها برده میشود و اجازه نامه را نشان داده قبر خریداری میکنند.
درین وقت و سال های نزدیک چون تعداد قبر ها زیاد شده و جای کم دارند قبر ها را میخرند و دو طبقه یی میسازند.
زمانیکه یک شخصی وفات میکنند ایرانی ها از هر استانی که باشند به مرکز بخاطر تدفین نمی آیند بلکه خانواده میت مجبور است در هر آستانی که اقوام شان زندگی میکنند در آن آستان عزا داری برگزار کنند.
آنها تمام خانه هایشان را سیاه پوش میکنند با تکه سیاه و برای چهل روز تنها لباس سیاه میپوشند و آنرا از تن خود بیرون نمیکنند.
ریش خود را نمی تراشند و بعد از چهل روز توسط اقوام نزدیک خو به حمام برده می شوند و ریش شان تراشیده و لباس سیاه از بدن شان خارج میشود.
خانم های ایرانی نیز در مراسم تشعیع جنازه اشتراک میکنند.
نوروز
این مراسم نه تنها بین آریایی ها بلکه بین سومری ها و بابلی ها نیز به پیشواز گرفته میشود.
آنها این مراسم را جهت زندگی نو و تازه برابری طبیعت و روشنایی در حیات است ولی آنها به آن توجیه های اسلامی داده اند که ازین قرار است.
- این روز مصادف است با تولد حضرت موسی
- فرو نشستن کشتی نوح و ختم طوفان
-باز یافتن انگشتر معجزه آسای حضرت سلیمان
- فرو فرستاده شدن انجیل
- آغاز خلافت علی "علیه السلام"
- روز پادشاهی کیومرث آریایی
ایرانی ها این مراسم را ۱۳ روز متواتر به گونه احسن تجلیل میکنند که ۱۲ روز آنرا خانه اقوام خود گشت و گذار میکنند انواع و اقسام خوردنی ها میوه خشک (آجیل) میوه تر (هفت میوه) وغیر استفاده میکنند و روز سیزدهم را به نام سیزده بدر بیرون خانه میروند و سبزه گره میزنند و آرزو میکنند.
بر علاوه آنان سفره یی پهن میکنند که هفت نوع سین در آن میباشد
سیر،سرکه،سکه، سمنو(سمنک)، قرآن، آیینه، سیب، تخم مرغ، ماهی، سبزه...
شب یلدا
درین شب که شب آخر پاییز آخر قوس( آذر ) است مردم ایران به رسم از بزرگداشت آیین آریایی تمام شب که بلند و دراز ترین شب سال است بیدار میمانند و با هندوانه(تربوز)، خسته یا تخمه، انار و میوه خشک و فال حافظ آنرا تجلیل میکنند.
چهارشنبه سوری
این مراسم نیز نمادی از آریایی ها و زردشت بوده است مردم ایران نیز شب چهارشنبه آخر سال را تا صبح بیدار مانده و آتش بزی میکنند از روی آتش نمی پرند انواع و اقسام جرقه ها می اندازند و با خواندن شعر معروف سرخی تو از من زردی من از تو آن شب را صبح میکنند و کینه و کدورت یک سال را آتش می سوزانند.
فلکلور
دانش و هنر
مردم ایران از لحاظ هنر و دانش خیلی مردم قوی و با فرهنگ هستند رشته های معماری، نقاشی، بافندگی، سفالگری، موسیقی، خوش نویسی، فلزکاری... است.
قالین
قالین های پاریدیک نوع قالین های ایرانی هستند که از زمان پارت ها و ماد ها باقی مانده است.
نگارگری
میناتوری آثار دوره های مختلف مصور سازی کتاب های قدیمی ( ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک و عیار، خاوران نامه...) میباشد.
سفال و سرامیک
در بخش های مختلف به انواع مختلف ودر مقاطع مختلف از دوران خیلی باستان چهار منطقه عمده سفالی در ایران وجود داشته است
فلات، زاکروس، لرستان، جنوب دریای خزر که شامل استان های گیلان و مازندران است مناطق سفالگری و سرامیک ایران است.
ادبیات
از لحاظ ادبیات که همه ما میدانیم ایران شعرای مثل حافظ ، سعدی، عمر خیام، نظام گنجوی، فردوسی.. و از نویسنده های معاصر احمد شاملو و صادق هدایت وغیره یاد کرد.
معماری
ویژگی های معماری معماری ایران طرح های مناسب، محاسبات دقیق، انواع مناره، فرم درست پوشش، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و تزيینات گوناگون است.
سینما
اولین دوربین فلمبرداری در زمان مظفرالدین شاه به ایران برده شد و اولین فلم شان بنام آبی و رابی در سال ۱۳۰۸ بود که ساخته شد و تا حال ادامه دارد که سالانه یک یا چندین فلم ایرانی کاندید جایزه اسکار و گاهی برنده آن است.
صنایع دستی
مردم ایران صنایع مختلف دستی دارند ولی از آن بین مشهور ترین آن زری بافی است.
موسیقی
موسیقس کلاسیک ایران که بنام موسیقس دستگاهی هم یاد میشود یک نوع موسیقی ویژه است که دارای پرده های شاد و غمگین میباشد.
موسیقی دان ها همیشه یک شباهت خاص میان موسیقی ایرانی و اپرا دانسته اند و پرده های غم انگیز انرا نشاه یی از گذشته تراژید آن خطه دانسته اند.ایرانی ها یک نوع آله به خصوص موسیقی بنام سنتور دارند و سایر آلات آن شامل نی، دف، چنگ، تار، رباب، سه تار وغیره است.
موسیقی های مختلف ایران شامل موسیقی بلوچی، ترکی، کردی، آذربایجانی، بختیاری، جنوبی، بندری... است.
زبان
ایرانی ها زبان فارسی یا پارسی خود را از رشته خانواده هندو آریایی میدانند که آهسته آهسته کوچک شده و شامل یک خاندان خاص بنام نیا ایرانی میباشد.
زبان رسمی شان فارسی است ولی اما در آستان های مختلف شان مردم به زبان های ترکی، کردی، لری، آذربایجانی، و گویش های شمالی، شیرازی وغیره صحبت میکنند.
لباس
همانطوری که ما در افغانستان در ولایات مختلف لباس های مختلف داریم ایرانی ها هم مردم های مختلف شان لباس های مختلف به تن میکنند، چون خیلی زیاد است اما به عنوان نمونه چند تای آنرا ذکر میکنیم.
اصفهانی
زن های اصفهانی شلوار نخی سفید و زنان مسن آنان تنبان های سیاه و چادر شیری گلدوزی شده به تن میکنند که آنرا با سنجاق می بندند دامن مخمل سرخ کوتاه با چین های زیاد که توسط دکمه بسته میشده به زیبایی آنان می افزوده .
مرد های اصفهانی معمولا تنبان سیاه و گشاد پیرهن سفید یخن ساده دکمه دوبل با آستین های کشاد جلیقه یا واسکت کوتاه سیاه و کلاه نمدی به تن میکردند.
بختیاری
زن های بختیاری لچک یا همان کلاه زیر چادر که با پولک و نگین و مروارید سنگ های قیمتی تزیین شده مینا یا همان روسری یا چادر حریر که با سنجاق محکم میکنند جومه دو چاک از طرف کمر تا پایین کمر زیر آن دامن پرچین به نام شلوار قری به تن میکنندکه ۸-۱۰ متر تکه لازم دارد.
اما مرد های بختیاری کلاه نمدی، جوقه شال، شلوار سیاه و کفش های بنام گیوه به تن میکنند.
بلوچ:زن های بلوچ معمولا یپیرام های دراز و بلند می پوشند و پیرهن های سوزن دوزی و مرد های آنها پیرام های یخن کلان با یک دانه دکمه و آستین های گشاد
شلوار های پرچین و نیفه برگردان که ۶-۸ متر تکه میبرد با کفش های متنوع خاص.
غذا ها
ایرانی ها غذا های خاص و خوشمزه خود را داررند که نه تنها بین مردم ایران بلکه بین مسافران و هر کسی که آنرا چشیده محبوب و لذیذ است غذا های خاص ایرانی شامل آش رشته، فسنجان،قورمه سبزی، میرزا قاسمی،کشک بادمجان، زرشک پلو با مرغ، عدس پلو وغیره..
میرزا قاسمی
بادمجان سیاه را بالای آتش کباب کرده پوستش را جدا میکنند آنرا له کرده در ظرف دیگر پیاز سیر و بامجان رومی را سرخ کرده مرچ و نمک و تخم مرغ به آن علاوه میکنند بعد از آن بادمجان سیاه را نیز به آن علاوه کرده میگذارند تا خوب بپزد بعدآ آماده صرف میشود.
فسنجان
برای تهیه فسنجان ابتدا سینه مرغ را خورد خورد ریز کرده و به اندازه آن چهارمغز را خورد کرده در دیگ با مقداری روغن و نمک و بوره میندازیم تا خوب بپزد بعد از آن که خوب پخته شد چند لیوان آب انار به آن اضافه میکنیم و دوباره میگذارند آب آن خشک شود بعدآ آنرا صرف میکنند.
زرشک پلو:
برنج را صاف سفید می پزند بعدآ در وقت دم مقداری از آنرا جدا در ظرف انداخته با زعفران رنگ میدهند به رنگ زرد و در یک ظرف جدا مقداری از زرشک را با روغن سرخ کرده مرغ را نیز نرم کرده سرخ میکنند بعدا وقت کشیدن غذا آنرا تزیین میکنند.
قورمه سبزی
در این غذا سبزی"تره یا گندنه،اسفناج یا پالک،جعفری و گشنیز" گوشت،لیمو خشک و لوبیا قرمز استفاده میکنند که یکی از غذاهای مشهور و ناب و لذیذ این کشور میباشد.
خلاصه و نتیجه گیری:
ایرانی ها از نژاد آریایی هستند که در سال ۱۹۳۵ این کشور بنام ایران نامگذاری شد قبل از آن بنام فلات ایران یاد میشد که سایر مناطق همجوار ایران امروزی را نیز در بر داشت و قبل از فلات بنام پرسیا و پرشیا مشهور بود که تا حال هم بسیاری از مردم اروپایی آنان را به نام پرشیا میشناسند.
کشور ایران از لحاظ موقعیت جغرافیایی درغرب افغانستان و در آسیای جنوب غربی و خاور میانه موقعیت دارد که از لحاظ حدود اربعه بطرف شمال آن روسیه و بحیره کسپین،در شرق آن افغانستان و پاکستان،در جنوب آن خلیج های عمان و فارس و در سمت غرب آن جمهوری عراق و ترکیه موقعیت دارد و در قسمت شمال غربی نیز سرحد با آذربایجان دارد.
نفوس آن ۷۰ ملیون نفر تخمین شده است نوع نظام سیاسی شان جمهوری اسلامی مطلقه از نوع آخوندی است، دموکراسی درین کشور کاملآ منع است اقتصاد سوسیالیستی بسته و متکی به خود دارند.
مردم آن اکثریت پیرو دین اسلام و شیعه مذهب هستند برعلاوه پیروان ادیان عیسوی،ایلامی،زردشتی، مسیحی،ارمنی و آتییست نیز در این سرزمین زیست دارند.
اقلیم آن مختلف است بری خشک، معتدل و مرطوب است نظر به نوع مناطق آن متفاوت میباشد یعنی همه مناطق آن دارای اقلیم مساوی میباشد.
خلیج فارس و تنگه هرمز مناطق نفت خیز و تجاری ایران محسوب میشود که در قسمت اقتصاد این کشور رول مهمی را بازی میکند و در بین کشورهای دخیل در خلیج فارس سبب مشکلات بسیاری میشود.
در ایران اقوام مختلف از جمله عجم،عرب،کرد،لر،ترکمن، ارمنی، تاجیک و بختیاری زیست دارند و این مردم دارای رسوم و عنعنات فراوانی میباشند که هر کدام از خود دلایلی را دارا میباشد.
منابع و مأخذ
پوپل,عبدالباقی (1393) تاریخ تمدنهای شرق.چاپ چهارم.کابل:انتشارات یوسف زاد.
عارفی,مجتبی و نظر محمد عزیزی (1391) سیستمهای مهندسی در آبدات باستانی.چاپ اول.کابل:انتشارات یوسف زاد.
ستوده،سیامک.تروریزم اسلامی.pdf
فیلد،هنری.مردم شناسی ایران.pdf
www.irsanat.com
www.persian-man.ir.com
پوهنتون کابل
پوهنحی علوم اجتماعی
دیپارتمنت بشرشناسی و باستان شناسی
اتنوگرافی جمهوری اسلامی ایران
ترتیب کننده گان:فاطمه"امان علی"رضایی،آذین حقیق،عارفه رسا،ماریا لطیفی و عبدالباری نیازی.
تحت نظر استاد:پوهنیار آرین قیامی رئیس خیل
سال:1396
فهرست مطالب
عناوین........................................................................................................صفحه
مقدمه................................................................................................................6
پیشینه تاریخی......................................................................................................7
الف) ایران قبل از اسلام..........................................................................................7
ب) ایران بعد از اسلام............................................................................................7
موقعیت جغرافیایی.................................................................................................8
الف) وسعت و شکل جغرافیایی..................................................................................9
ب) ناهمواریهای ایران..........................................................................................10
منشأ اتنیکی.......................................................................................................12
وجه تسمیه........................................................................................................12
شهرهای مهم.....................................................................................................13
اقلیم................................................................................................................14
اقوام مسکون.....................................................................................................14
اوضاع اجتماعی.................................................................................................14
اوضاع اقتصادی.................................................................................................16
خلیج فارس.......................................................................................................18
دین و مذهب......................................................................................................19
ماه محرم..........................................................................................................19
ماه صفر..........................................................................................................20
شبهای قدر........................................................................................................20
ماه شعبان.........................................................................................................20
عید غدیر.........................................................................................................21
نظام خویشاوندی.................................................................................................21
مراسم تکفین......................................................................................................24
نوروز.............................................................................................................25
شب یلدا...........................................................................................................27
چهارشنبه سوری.................................................................................................27
دانش و ادبیات....................................................................................................28
صنعتها............................................................................................................28
زبان...............................................................................................................29
لباس...............................................................................................................30
غذاها..............................................................................................................31
نتیجه گیری.......................................................................................................35
منابع و مأخذ......................................................................................................36
مقدمه
اتنوگرافی بحث بسیاروسیعی که ابعاد مختلف را در خود دارد علم مردم شناختی که در قسمت علوم امروزی توجه شایان را به خود گرویده است خیلی ها دلچسپ بوده و مورد پسند همه قرار گرفته است در این علم حد ومرزی برای شناخت های داخلی وبیرونی تعین نشده است وما میتوانیم یک جامعه یا یک ملیت را از جوانب مختلف بررسی نماییم چی از لحاظ نژادی ،سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی وامثال این ها دربحث امروز ما کشور ایران را به معرفی میگیریم تا حدودی برای شناخت بیشتر در بحث اتنوگرافی ما باشد .
ایران یکی از کشور های مهم در جهان است خصوصاً بعد از دستیابی این کشور به سلاح هسته ای.این کشور با اکثریت کشورهای همسایه خود دارای مراودات میباشد همچان داری مشابهات و ممیزات مشترک در میان هم از لحاظ ابعاد مختلف میباشند .
ما خواستیم تا در این سیمینار به جلوه های دیگر از کشور ایران بپرادزیم که هریک تحت عناوین جداگانه به معرفی گرفته میشود امید که به اندوخته های علمی تان بیافزاید.
پیشینه تاریخی
ایران سرزمینی که در طول تاریخ دارای داشته های غنی بوده است از ابتدا تشکیل تا فعل حال در تاریخ نام پراعتباری را برای خویش ثبت نموده است که از لحاظ پییشینه تاریخی به دو دوره ایران قبل از اسلام و ایران بعد از اسلام تقسیم شده است.
الف) ایران قبل از اسلام
در دوره قبل از اسلام ایران در امپراتوریهای مختلفی شامل بوده است که یک دوره آن مربوط به ایران پیش از مادها میباشد که بگونه یک تمدن عرض اندام داشته است بعد از آن شامل مرحله ای میشود که تا به ظهور اسلام در این کشور ادامه داشته است،بعد از چندگاهی دوره هخامنشیان در این کشور شروع میشود که یکی از اشخاص مشهوری که در رأس آن قرار داشته است کوروش کبیر میباشد بعد از این سلسله دوره اشکانیان از 250 ق.م شروع و الی 224 م در این کشور به ظهور میپیوندد و بعد از اینکه این سلسله به زوال می انجامد دودمان ساسانیان طلوع میکند که در بین سنوات 224 م الی 651 م قدرتنمایی داشتند.
ب) ایران بعد از اسلام
زمانیکه اسلام بگونه دین رسمی در ایران وارد میشود اولاً اعراب در این سرزمین به مدت 150 سال حکومت میکنند بعد از اینکه این سلسله خاتمه پیدا میکند طاهریان به رهبری طاهر فوشنجی در بین سنوات 820 م-872 م وارد صحنه قدرت میشوند،صفاریان دودمان دیگری بودند که شخص مشهور این خانواده یعقوب لیث صفار میباشد سامان خدات شخص دیگری که یک خانواده سیاسی را بنام سامانیان در دنیا سیاست و قدرت شامل ساخت که در اینجا حکومت کردند.بعد از سامانیان زیاریان و آل بویه از سلسه دیمی 127 سال قدرت را در دست داشتند که خاندان آل بویه از 932 م الی 1055 م و ایلخانیان که از فرزندان مغول بودند از 1256 م الی 1335 م قدرتنمایی کردند.
بر علاوه دودمانهای بزرگ حکومتهای محلی نیز وجود داشتند که برای مدتی در این سرزمین حکومت کردند که مهمترین آنها قرار ذیل است:
صفویه یا صفویان که یکی از مهمترین حکومتها در ایران محسوب میشوند و در بین سنوات 907 م الی 1135 م در قدرت بودند و توسط شورشیان افغان شکست خوردند.
افشاریه که از ایل افشار بودند و به زیادت شخصی بنام نادر افشار وارد صحنه شدند که اصل جایشان مشهد بود و در سالهای 1114 م الی 1126 م قدرت داشتند.
زندیه که اصل در شیراز بودند شخص مشهور این خاندان کریم خان زند بود که در سال 1163م ایجاد گردید.
قاجاریه که از جمله طایفه ترکمان بودند و در بین سنوات 1170 م الی 1304 م در قدرت بودند.
خاندان پهلوی که در 1304 م ایجاد گردید.
و بلاخره جمهوری اسلامی ایران که در سال 1357 هجری شمسی در یک انقلاب مردمی شکل امروزی را به خود گرفت و تا حال هم پابرجاست.
موقعیت جغرافیایی
ایران با 1648195 کیلو متر مبرع مساحت از مشال با ارمنستان ، اذربایجان، و ترکستان هر سه از جمهوریهای شوروی سابق و دریای خزر، از مشرق با افغانستان و پاکستان، از مغرب با ترکیه و عراق و از جنوب با خلیج فارس و و دریایی عمان همسایه است. مساحت ایران یک پنجم مساحت امریکا و تقریبا سه برابر فرانسه است.
ایران در قلب خاور میانه همچون پلی دریای مازندران بزرګترین دریاچه جهان را به خلیج فارس دریای عمان، از شمال به جنوب وصل میکند و کذرګاهی است برای ارتباطات فرهنګی - سیاسی دنیای شرق و غرب.
چشمه های ذلال، باغهای پسته، دشتهای پر از لاله ، فصلهای متنوع، کوههای و صخره ها، شبهای پر ستاره، سرزمینهای نا هموار بی انتها، اتشفشانهای غیر فعال پوشیده از برف، جنګلها سر پوشیده کوهپایه های البرز و سواحل زیبای دریای خزر از جمله دیدنیهای زیبای ایران هستند که همه ساله توجه بسیاری از جهانګردان را به خود جلب می کند.
در کنار خصوصیات مورد توجه سرزمین بزرګ ایران که از نظر جهانګردی اهمیت بسیار زیادی دارد، وجود کوههای بلند ، دشتهای پهناور ، صحراها، رودخانه ها و دریاچه های مختلف ، همګی در کنار یکدیګر شرایط جغرافیایی بخصوصی بوجود اورده اند که در هر موقع سال می توان هر یک چهار فصل را در یکی از مناطق ایران پیدا کرد.
ایران در نیمکره شمالی بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز ګرینویچ واقع شده است که این موقعیت بیانګر آن است که ایران در منطقه معتدله قرار دارد. از این رو ایران در این عرض جغرافیایی، فاقد آب و هوای سرد است که معمولاً در عرضهای بلند وجود دارد و اګر در بعضی نقاط هوایی زمستانی بسیار سرد است، بیشتر به سبب ارتفاع زیاد از سطح دریاست نه عرض جغرافیایی.
ایران از دو سوی شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد. از سوی شملا، ایران به دریاچه خزر مجاور است. مجاورت با دریای خزر از نظر آب و هوایی موجب شده که استانهای ساحلی این کشور، مثل ګیلان و مازندران و ګلستان که بین کوهستانهای البرز از یک طرف و دریا از طرف دیګر محصور شده اند، کاملاً تحت تاثیر و نفوذ بادهای مرطوب این دریا قرار ګیرند و میزان رطوبت زیاد، به ویژه وجود باران در فصل تابستان ، در رشد پوشش ګیاهی و ایجاد مناطق جنګلی موثر افتد.
از ایران هیاتی به همران وزیر فرهنګ و ارشاد اسلامی در کنګره شرکت شرکت خواهند کرد. به علاوه ویژه نامه ای از فصلنامه پارسی که در بردارنده 17 مقاله پژوهشګران در باره ناصر خسرو است و زیر نظر دکتر مهدی محقق تهیه شده از سوی شورای ګسترش زبان و ادبیات فارسی در این کنګره توزیع خواهد شد. ګفتنی است که این کنګره در سال آینده در تهران و لندن برګذار خواهد شد.
دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان از نظر اتصال و ارتباط این کشور با کلیه کشورهای جهان از طریق آبهای ازاد، بسیار مهم و قابل توجه است، اګر چه از نظر آب و هوایی، به علت ګرما و رطوبت زیاد تابستانی محیط ګرم و مرطوبی در فصل تابستان به وجود می اورد.
از سوی دیګر، ایران در جنوب غرب آسیا واقع است، آسیای غربی در حقیقت منصقه واسطه ای است بیان سه قاره آسیا، اروپا، آفریقا و ایران در این منطقه ، از حوادث این سه قاره سخت متاثر است. زیرا هر نوع واقعه ای که در این قاره ها اتفاق افتد و یا رابطه و مراوده اقتصادی ، فرهنګی ، سیاسی و نظامی بین این سه قاره برقرار شود، ناچار تاثیری در ایران خواهد ګذاشت.
الف) وسعت و شکل جغرافیایی ایران
کشور ایران دارای شکل شبیه به متوازی الضلاع ناموزون است که طول یک قطر آن ، از ارارات در شمال غربی کشور به خلیج ګواتر در جنوب شرقی به وسعت 2250 کیلومتر و وطول قطر دیګر آن از خرمشهر در ساحل خلیج فارس به سرخس در شملا شرقی 1400 کیلومتر است. در نتیجه ، دو استان آذربایجان در شمال غربی ایران و سیستان و بلوچستان در منتهی الیه جنوبی شرقی کشور ، نسبت به یکدیګر و همچنین نسبت به تهران پایتخت کشور از سایر استانها دورتر هستند.
شکل جغرافیایی و وسعت خاک کشور از قورن هشتم پیش از میلاد، یعنی زمان حکومت مادها که اولین سلسله آریایی را تشکیل دادند تا حدود یک قرن پیش هموراه متغیر بوده است.
ایران امروز، با وسعت 1648195 کیلومتر مربع معادل به یک بیست و هفتم وسعت قاره آسیا و نزدیک به یک نودم خشکیهای جهان است. خاک ایران به تنهایی، بیشتر از مجموع مساحت شش کشور اروپایی آلمان، فرانسه ، انګلستان، ایتالیا، هلند و بلژیک است.
جنوبی ترین نقطه این سرزمین بندر (ګواتر) و شمالی ترین نقطه آن (دامنه آرارات) است. شرقی ترین ناحیه ایران (کوهک) و در مرز پاکستان و غربی ترین آبادی آن (بازرګان) در مرز ترکیه قرار اختلاف ساعت میان شرقی ترین و غربی ترین نقاط مرزی حدود یکساعت و هیجده دقیقه است.
ب) ناهمواریهای ایران:پیدایش چین خورګیها و نا همواریهای ایران نتیجه حرکات کوهزایی اواخر دوران سوم است که پیدایش این چین خوردګیها همزمان با بیدایش کوههای جنوب اروپا و آسیا بوده است.
در ایران نمونه های مشخص ناهمواری به صورت کوهستانهای بلند و پرحجم با دامنه های پر شیب و دره های تنګ و ګذرګاهها یا به صورت سرزمینهای کمابیش هموار و یکنواخت دیده می شود.
کوهستانها: پیش از نیمی از وسعت ایران پوشیده زا کوههای بلند است. این کوهها یا مانند البرز در طول صدها کیلومتر چون دیاوری کشیده شده و عبور از آن فقط از طریق ګردنه های بلند و ګذرګاهها عملی است. یا مانند زاګرس شامل رشته های مرتفع و موازی با دره های ګود و دامنه های بر شیب است که نواحی داخلی ایران را از کناره خلیج فارس جدا می کند و تنها از راه دره های پرپیچ و خم رودها که در طول صدها هزار سال حفر شده اند، می توان از انها عبور کرد.
سرزمینهای هموار: در مقابل کوهستانها بلند با دره های ګود، پهنه های کم و بیش وسیع و همواری در داخل یا در حاشیه فلات ایران وجود دارد. این سرزمینها با وسعت و ارتفاع متفاوت در محل کوهپایه ها و یا در میان رشته کوهها ګسترده شده اند. جلګه های ساحلی شمال و جنوب دشت لوت و دشت کویر نمونه های از آنها به شمار می روند.
تقسیم بندی ها همواریهای ایران
ناهمواریهای ایران را می توان از نظر طبیعی و جهت برجستګی و شرایط خاص منطقه به چند دسته تقسیم کرد:
کوههای شمالی
کوههای غربی و جنوبی
کوههای شرقی
کوههای مرکزی
جلګه های ساحلی
چاله های داخلی
کوههای شمالی
این رشته عظیم کوهستانی مشتمل است بر کوههای آذربایجان در شملا غربی و ماسیف البرز در مرکز و کوههای خراسان در مشرق .
مهمترین کوههای اذبیاجان ، رشته کوههای قوسی شکل ارسباران واقعدر ساحل رود ارس است. با قله (نشان کوه) به ارتفاع 3700 متر که از سوی غرب به آرارات و از سوی شرق به کوههای تالش متصل می شود . این رشته کوهها دنباله رشته کوههای قفقاز به مشار می آیند که با دره عمیق رود ارس از یکدیګر جدا می شوند. در داخلی قلات آذربایجان دو توده عظیم کوهستانی سهند و سبلان قرار ګرفته که هر دو از کوههای آتشفشانی خاموش با چشمه های آب معدنی قروان هستند.
بلند ترین قله سهند 3710 متر و بلند ترین قله مستوراز برف سبلان 4811 متر ارتفاع دارد.
ماسیف عظیم البرز که در دوران چین خوردګی آلپی تکوین یافته، با قللی مرتفع و درههایی عمیق مانند سد عظیم قوسی شکل به طول تقریبی 600 کیلومتر بین دریای خزر و فلات مرکزی ایرانه واقع شده است. این دیوار عظیم در غرب با دره عمیق سفید رود از کوههای تالش جدا شده، از سوی شرق به کوههای خراسان می پیوندد. عریض ترین و مرتفع ترین ناحیه این کوهستان قله دماوند به ارتفاع 5671 متر است و هر چه از دو سوی آن به طرف شرق و غرب پیش برویم، هم از ارتفاع و هم از عرض آن کاسته می شود.
کوههای خراسان در شمال شرقی یاران، دنباله کوههای قسمت سوم از کوههای شمالی ایران را تشکیل می دهد. این دسته از کوههای به صورت رشته قوسهای موازی زا شاه کوه آغاز می شود و در جهت شمال غربی به جنوب شرقی تا هندوکش در افغانستان امتداد دارد. در میان این رشته کوههای موازی، دره های و دشتهای وسیع وجود دارد که ګاهی پهنای آنها در بعضی نقاط به حدود 200 کیلو متر می رسد.
کوههای غربی و جنوبی
در سراسر غرب ایران، سلسله جبال عظیم دیوار مانندی به صورت موازی از رشته های طاقدیسی کشیده شده که از کوههای آذربایجان، در شمال غرب ایران آغاز می شود و به طرف جنوب و جنوب شرقی تا سلسله جبال مکران در بلوچستان امتداد می یابد. این سلسله جبال که کوههای زاکرس و شاخه های آن را شتکیل می دهد، مجموعه پستی و بلندیهای منظم و ویژه ای است که در جنوب ګسله های سراسری از کردستان جنوبی تا شمال تنګه هرمز ګسترده شده است. زاګرس با جلګه های وسیع و دشتهای پهناوری چون جلګه کرمانشاه در غرب و جلګه شیراز در جنوب، از هم جدا شده و به قسمتهای شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می شود.
ناحیه زاګرس شمالی که در جنوب کوههای آذربایجان قرار دارد بلندی ارتفاع آن نسبت به نواحی دیګر کمتر است و در مقابل دره های تنګ متعدد وکوه و کمرهای سخت تری دراد که ارتباطها را مشکل می کند.
راګرس مرکزی، مانند البرز میانی، مشتمل بر بسیاری از قلل بلند است که بیش از 3000 متر ارتفاع دارند و در بیشتر ایام سال در زیر پوششی از برف مستورند. غالب این کوهها پوشیده از جنګلهای بلوط و نارون بوده و دامنه های آنها چراګاهههای وسیع و محل ییلاق یالات و عشایر کرد، لر و بختیاری است. مرتفع ترین ارتفاعات زاګرس به نام کوههای بختیاری در فاصله لرستان تا جلګه شیراز واقع شده که از یک سو به فلات داخلی مرتبط است و از سوی دیګر به جلګه های خوزستان و ساحل خلیج فارس منتهی می شود. بلند ترین نقطه آن زردکوه ، 4547 متر ارتفاع دراد.
منشاء اتنیکی
در جهان امروزی اصلاً مبدأ تمام اتنیکها به همان سه پسر نوح "ع" میرسد چنانچه سام را پدر تبار آریایی،حام را پدر سیاه پوستان و یافث را پدر ترکان میدانند اگر ما دقیق ببینیم ایران کشوری است که از لحاظ ترکیب نژادی شامل خاندان آریایی میشود و اصل نژاد آنها به سام میرسد ولی اگر دقیقاً متوجه شویم آریایی ها از زمانه های بسیار قدیم اولاً در ایران نبوده اند بلکه آنها در اثر مهاجرتهایی که به دلایل مختلف پیش آمد به آن دیار رو آوردند و همانجا مسکن گزین شدند که یکی از دلایل که بر اتنیک آنها دلالت میکند همین حرف است اما بعضاً آنها نظر به بعضی دلایل با ترکهای جمهوری ترکیه مشابه دانسته شده اند ولی آنچه که زیادتر در خور اهمیت است اینست که از نژاد آریایی هستند که همین اقوام آریایی در تاریخ گذشته سبب تشکیل بسیاری از تمدنهای مشهور در این کشور شده اند.
وجه تسمیه
نام ایران برای ایرانی ها آشنا و خوشایند است اما از لحاظ تاریخی نام ایران برای خارجیها نا آشنا است آنها بیشتر این مردمان را بنام پرشیا بخاطر میاورند تنها از سال 1935 م است که بر طبق تقاضای ولت وقت نام این سرزمین بنام ایران تغییر نام داده است در واقع واژه ایران بجای واژه "پرس" به لهجه فرانسوی،"پرشیا" به لهجه انگلیسی و ... که همگی از "پرسیس" یونانی گرفته شده اند آمده اند.
ایران در یک کلام یعنی سرزمین آریایی ها واژه ایران به ایرانی باستان aryanam ،به فارسی باستان ariya ،به اوستایی airya و به فارسی میانه eran تلفظ میشود.واژه ERAN ترکیبی از ER و پسوند AN است و به معنای منسوب به قوم ER است.بنابر این اران و با تلفظی که ما امروزه میگوییم ایران یعنی محلی منسوب به نژاد ایر یا محل آریاییان.از طرفی به گفته بعضی از محققین "ایر" در لغت به معنی فروتن و آزاده است و جمع آن ایران به معنی فروتنان و آزاده گان است.
در اوستا هم ایران نام سرزمینی است که مردمی شریف،نجیب،نژاده و اصیل در آن زنده گی میکنند.اوستا در بخش وندیداد از جایی بنام "ایرانویچ" نام میبرد که مرکز اصلی ایرانی ها است ایرانویچ تغییر یافته واژه "اییرینه ویجه" است.در سانسکریت واژه بیجه به معنی تخم است و از این رو خاورشناسان "اییرینه ویجه" را به معنی سرزمین تخمه و نژاد آریایی گفته اند.در واقع نام سرزمینی است که ایرانیان نخست به آنجا رفتند و از آنجا تدریجاً پیش رفتند و سراسر ایران زمین را گرفتند و بعدها همه ممالکی که در تصرف آنان بود ایران نامیده شد.
در اوستا وقتی درباره ایرانویچ سخن میرود صحبت از جایی است بسیار سرد و شاید بخاطر همین سرماست که ایرانی ها کوچ کرده اند.در وندیداد آمده:"نخستین جا و سرزمین نیکویی که من،اهورامزدا آفریدم ایرانویچ بود که از رود ونگوهی داییتی آبیاری میشود" و در متون پهلوی آمده که ونگوهی داییتی همان وهرود است و در جایی دیگر آمده که وهرود رود جیحون "اکسوس" است.
نام ایرانویچ در اوستا و کتب پهلوی بارها ذکر شده و دانشمندان احتمال میدهند که مکان آن اطراف خوارزم و جیحون باشد.در زمان ساسانیان سرزمین ایران بنام ایرانشهر "star-eran" و ایرانی بنام ایرانشهری "eransatrik" معروف بودند اما آنچه که بنام فلات ایران میشناسیم منطقه وسیع و بلندتر از مکانهای پست اطراف است که در آسیای جنوب غربی شامل قفقاز،ترکستان و افغانستان و ایران کنونی بود و قبل از مهاجرت آریاییان به این سرزمین اقوامی از نژادهای مختلف در آن میزیستند و منطقه ای که امروز ایران نام دارد جزو قسمتی از بخش غربی و تا حدی جنوبی آن و حدود 63 درصد تمام آن است.
فهرست مراکز استان های ایران شامل 31 شهر همراه با بعضی اطلاعات اماری، به ترتیب جمعیتشان در سال 1390 خورشیدی چنین آمده است:
ردیف نام شهر استان مساحت(کیلومتر مربع)
تهران تهران 450.93
مشهد خراسن رضوی 203.60
اصفهان اصفهان 163.24
کرج البرز 83.35
تبریز آذربایجان شرقی 129.83
شیراز فارس 156.33
اهواز خوزستان 127.54
قم قم 89.67
کرمانشاه کرمانشاه 62.42
ارومیه آذربایجان غربی 84.62
رشت ګیلان 54.82
زاهدان سیستان و بلوچستان 49.73
کرمان کرمان 62.39
اراک مرکزی 68.05
همدان همدان 43.71
یزد یزد 81.88
اردبیل اردبیل 41.06
بندر عباس هرمزګان 76.30
زنجان زنجان 42.42
قزوین قزوین 30.16
سنندج کردستان 34.57
خرم آباد لرستان 36.95
ګرګان ګلستان 44.65
ساری مازنداران 34.75
بجنورد خراسان شمالی 26.06
بندر بوشهر بوشهر 31.18
بیرجند خراسان جنوبی 23.83
ایلام ایلام 17.73
شهر کرد چهارمحال و بختیاری 22.31
سمنان سمنان 16.63
یاسوج ګهګیلویه و بویر احمد 21.95
اقلیم ایران
آب و هوای ایران بطور عمومی خشک و بری بوده در ساحل بحیره کسپین رطوبت و بارنده گی زیاد میباشد،در مناطق کوهستانی و مرتفع غرب مانند آذربایجان،کردستان و خراسان هوا سرد میباشد،در جنوب غرب و جنوب شرق هوا گرم بوده و در نواحی مرکزی هوا معتدل و نسبتاً گرم میباشد.
اقوام ایران
کردها که در مرزهای ایران،عراق و سوریه زیست دارند.
تاجیک ها در همدان،اصفهان،یزد و تهران بیشتر اند.
عجمی ها نیز مانند تاجیک ها در همدان،اصفهان،یزد و تهران زیست دارند.
بختیاری ها در قسمت شمال غربی ایران زیست دارند.
لرها در قسمت شمال غربی ایران زیست دارند.
فارسی ها که در تمامی قسمتهای ایران زیست دارند.
ترکمنها که در قسمت تبریز زیست دارند.
عرب ها
هندوها
عیلامی ها
اوضاع اجتماعی
تصاویر که در آثار تاریخی باقیمانده نمایا نگر آنست که فارسیان مردمان قد بلند قوی الجثه بودندو زنده گی در کوهستانات آنها را سخت سرو با صلابت ساخته بود. اما بمرور زمان ثروت زیاد ازین سختی و صلابت آنها کاست لباس شان ما نند مردمان ماد بوده وخود را به زیورآلات مادی نیز می آراستند بجز از دو دست برهنه گذاشتن هر یک از قسمت های بدن را خلاف ادب می داستند از همین رو سر تمام بدن خودرا می پوشانیدند آنها تنبان ست پارچه و پیراهن کتانی و دو لباس روی می پوشیدند و کمر بند به کمر خود می بستند. تفاوت لباس زنان با مردان در این بود که یخه پیراهنشان شگافی داشت. مردان ریش خود را نمی تراشیدند. موهای بلند می گذاشتندن وبعد ها در اثر ازدیاد ثروت زن و مرد متوجه تجمل گردیده موی های ساختگی را مورد استفاده قرار میدادند. زنان زیاد تر از سرخی و سفیده و روغن جهت آراستن صورت خود استفاده می نمودند. که بدین ترتیب قشر خاصی در میان آنان پیدا شدند که بنام «آرایشگران» یاد شده و متخصص در هنر آرایش بودند.
مردمان فارس در دوستی خود استوار و در سخن گفتن صریح و مهمان نواز بوده اند. اگر در نفری که هم رتبه بوده با هم روبرو می شدند با هم روبوسی می نمودند و اگر با شخص بلند مرتبه تر از خود روبرومیشد با خم شدن احترام می نمودند و در مقابل اشخاص کوچکتر گونه خود را برای بوسیدن پیش می نمودند.
خوردن خوراکه باب را در راه بد دانسته و آب دهن وبینی خود را در مقابل دیگر نمی انداختند پاکی و طهارت را دوست داشتند چه در دین زردشت نیز به پاکی و طهارت توصیه گردیده بود.
خانواده در نظر فارسیان مقدس ترین سازمان اجتماعی به شمار می رفت. تعداد ازدواج در میان آنان مروج بوده در این مورد اوستا چنین می گوید: «مردی که رنده دارد بر آن که چنین نیست فضلیت دارد و مردی که خانواده یی را سرپرستس میکند بر آن کع خانواده ندارد فضلیت دارد و مردی که پسران فراوان دارد بر آن که چنین نیست فضلیت دارد و ثروتمند بر تر از مردی است که ثروت ندارد». با در نظر داشت سطورفوق می توان بخوبی مقام اجتماعی افراد را در جامعه آن روز گار حدس زد.
وقتی فرزندان بسن بلوغ می رسیدند. پدر خانواده زمینه زناشویی را برای شان فراهم می ساخت ازدواج میان خواهر و برادر، پدر ودختر،و مادر وپسر در میان فارسیان امر معمولی به حساب می آمد.
زنان فارسی دارای مقام و منزلت بلند بوده آزادانه میان مردم رفت و آمد می نمودند و حق داشتند صاحب ملک وزمین باشند و در غیاب شوهر از کار های وی رسیده گی می نمودند. بعد از بقدرت رسیدن داریوش اول، مقام زنان خصوصا در میان ثروتمندان تنزل پیدا کرد وآهسته آهسته آنان از اجتماعی دور گردیدند .
اما زنان فقیر چون ناچار بودند برای کار میان مردم رفت و آمد نمایند. آزادی خود را حفظ نمودند . زنان طبقات بالای اجتماعی اجازه نداشتند که بجز تخت روان روپوش دار از منزل بیرون بیایند و به آنها اجازه
آمیزش با مردان داده نمی شد به حدی که زن شوهر دار حق نداشت هیچ مردی را ببیند ولو که پدر یا برادرش می بود اما کنیز کان آزادی بیشتر داشتند زیرا مجبور بودند تا از مهمانان خواجه خود پذایرایی کند داشتن فرزندان زیاد مایه مباهات برای پدران بود ولی دختران طرف توجه نبودند در این مورد چنین نظر بود که پدران از خدا مسلت نمی کنند که دختری به ایشان روزی کند وفرشتگاه دختران را از نعمت هایی که خدا به آدمی بخشیده به شمار نمی آورند زنان شوهر دار و یا دوشیزه گان که از راه نا مشروع صاحب فرزند میشدند در صورتیکه قصد سقط کردن جنین نمی نمودند بخشیده می شدند . اما سقط کردن جنین جرم بوده سزای مرگ داشت.
فرزندان تا سن پنج سالگی به اختیار و از 5 الی 7 سالگی تحت سر پرستی پدر قرار داشتند و در سن هفت سالگی به مدرسه داخل می شدند. تعلیم و تربیه غالبا منحصر به فرزندان اشراف و اعیان بود و معمولا اینکار کاهنان صورت می گرفت و مدارس را بدور از بازار دایر می نمودند کتب درسی اوستا و شروح آن بود و مواد درسی شامل مسایل دینی، طب و حقوق می شد. دروس را از راه سپردن به حافظه فرا می گرفتند تعلیمات عالی تا سنین (24 ـــ 24) سالگی ادامه می یافت برای فرزندان اشراف تعلیمات بخصوص میدادند تا برای تصدی مشاغل دولتی آماده شوند در مدارس عالی علاوه از دروس برای شاگردان تعلیم دویدن، اسپ سواری، شناوری و شکار جانوران، دنبال کردن دزدان و کشاورزی تربیه درختان وقطع مسافه زیاد را دز سرمای زمستان و کرمای تابستان می دادند تا افراد سر سخت بار آیند و برای کار زار آماده گردد.
جامعه به طبقات تقسیم گردیده بود که بالاتر از همه فامیل شاهی و در راس همه شخص شاه قرار داشت که تنها نزد خدای روشنی خود را مسوول می دانست البته صلاحیت شاه وابسته به قدرت و نفوذی بود که او در میان در بار و جامعه می داشت. افرادی مانند کوروش، داریوش اول ودیگران دارای قدرت مطلقه بودند اما شاهان ضعیف النفس اله دست درباریان قرار می گرفتند بعد از فامیل شاهی دوحانیون قرار داشتند که دارای نفوذ فوق العاده و املاک و ثروت فراوان بودند . سرداران بزرگ سپاه، اشراف و اعیان در باری در مقام بعدی قرار داشتند بعد از اینان طبقه متسط قرار داشت. که شامل دبیران،بازرگانان،صنعت کاران و اهل کسبه میشد. در آخرین ردیف اجتماعی برده گان بودند که قسمت عمده برده گان را اسیران جنگی تشکیل میداد و اینان از هیچ نوع حقوقی بر خوردار نبودند. و عمدتا از آنها در بیکاری ها، کشت وزراعت کندن و حفر نهر ها، احداث سرکها، استخراج معادن ودر امور دیگر استفاده بعمل می آمد.
اوضاع اقتصادی
کشت و زراعت در میان فارسیان از اهمیت درجه اول برخورداربود .یک قسمت اززمین ها متعلق به مردم بوده که به کشت و زراعت در آن می پرداختند و بعضی اوقات زمینداران کوچک زمین های خود را بصورت دسته جمعی زرع می نمودند قسمت عمده اراضی مربوطه به خانواده شاهی، روحانیون، اشراف و مالکان بزرگ بوده که بوسیله دهاقین وابسته به زمین یا برده گان زرع می گردید. اجازه دادن زمین ها و املاک نیز معمول بوده است زمین ها را توسط کاریز ها آب می دادند و همچنان از طریق جوی هاوکانال ها به آبیاری اراضی می پرداختند محصولات عمده زراعتی را جوو گندم تشکیل میداد.
صنایع در میان فارسیان رونق چندانی نداشت عمدتآ وسایل صنعتی و صنایع دستی بوسیله مردمان شرق نزدیک و جاهان دیگر تولید می گردید و به قسم باج و خراج به مراکز فارس انتقال داده میشد .
ابتکار مهم فارسیان در ساختن راه های کاروان رو بود کع تا زمان امپراطوری روم نظیر آن دیده نشده یکی از شاهراه ها که از شوش ساردیس امتداد داشت دارای 1500 میل طول ( تقریبا 2400 کیلو متر) بود طول راه ها را با فرسخ (5 کیلو متر و 250 متر یعنی 250 متر) اندازه می گرفتند و در پایان هر چهار فرسخ مهمانخانه ها و کاروانسرا ها موجود بود و در هر منزل اسپ های تازه نفس برای انتقال برید چاپار( بسته ) شاهی آماده بود همچنان راه دیگری که از طریق افغانستان می گذشت و فارس را به هند
وصل می نمود مورد استفاده قرار داشت اگر چه این شاهراه ها برای استفاده و نقل و انتقال عساکر و سفربری های شاهان فارسی احداث گردیده بودند اما در توسعه تجارت نیز موثر ثابت گردیده باعث سهولت در نقل و انتقال اموال می گردیدند و زمینه تبادله اموال تجارتی را بین شرق و غرب مساعد می گردانیدند.
اموال کشور هند از طریق این راه ها به شوش و بالعکس اموال قلمرو های دیگر بطرف هند منتقل می گردید و از این راه عواید سر شاری نصیب امپراطوری هخامنشیب می گردیدند داد و ستد بین مصر و بین النهرین به سرعت رشد نمود . بلکه با کشور های خارج امپراطوری نیز رونق داشت.
بالعکس حمل ونقل از راه های خشکه ، فن دریانوردی میان فارسی ها چندان رشد ننموده بود آنها قوای بحری مخصوص برای خود نداشته بلکه از کشتی ها و ملاحان فنیقی استفاده می نمودند گر چه داریوش اول کانال بزرگی حفر نموده و دریای نیل را با بحیره احمر ارتباط داد ولی در دوره جانشینانش دو باره این کانال بوسیله ریگ های روان پر گردیده.
تجارت در قلمرو فارس بیشتر توسط مردمان غیر فارسی مانند بابلی ها، فنیقی ها و یهودیان صورت می گرفت. چهفارسیان تجارت را کار پست و حقیر شمرده بازار را کانون دروغ و فریب می دانستند و بیشتر ترجیح می دادند تا احتیاجات خود را از طریق زراعت مرفوع سازند مالیات اراضی یک قسمت مهم عواید
دولت را تشکیل میداد سکه در میان فارسیان کمیاب بود تنها به فرمان داریوش بود که ســــکه های طلایــــــی ( داریک) و نقره دسیکل ضرب زده شده و در شهرستان ها سکه ها نقره یی و برنجی در چلند بود مالیات هم بصورت جنسی غلام، گندم، جو، حبوبات و غیره و هم بصورت نقدی جمع آوری میگردید.
جمع آوری مالیات توسط والی ها (ستراپ ها ) صورت می گرفت که قسمتی از انها را برای شاه می فرستادند و بخشی از آن را برای مصارف خود نگهداری می نمودند.
در ابتدا مزد، وام و سود سرمایه را به جنس می پرداختند وواحد مبادله را چارپایان و غله باب تشکیل میداد و بعد از فتح لید یا سکه های فلزی آهسته آهسته در میان فارسیان مروج گردید تا اینکه داریوش اقدام به ضرب سکه های طلا و نقره نمود.
در سرتا سر قلمرو امپراطوری فارس پول مسکوک مروج گردید که این خود در تجارت سهولت را مهیا و زمینه رشد آن را مساعد می گردانید. زیرا معامله جنس به جنس جلور رشد تجارت را می گرفت و انتقال اجناس از یکجا به جای دیگر مشگلات زیادی را تولید می نمود. البته سکه فلزی در قرن هشتم ق.م در کشور لید با ضرب گردیده بود و بعدا دیگران از آنها تقلید نمودند.
خلیج فارس
سومین خلیج بزرگ جهان بعد از مگزیک و هارسون
نام تاریخی این خلیج در زبان های گوناگون بنام خلیج فارس یا دریای پارس بوده بعضی از کشور های عربی در دهه اخیر آن را خلیج عربی یا خلیج نامیده اند که 150 نوع ماهی متفاوت در این خلیج وجود داشته یکی از اقدامات دولت ایران برای رسمیت دادن به روز ملی خلیج فارس بوده.
بزرگترین عامل اهمیت خلیج فارس وجود معادن سر شار و نفت و گاز در کف بستر و سواحل آن است به طور که این منطقه را مخزن نفت جهان نام نهادند.
کشور های که با این خلیج هم سرحد است ایران ، عراق، عمان ، عربستان ، کویت،امارات متحده عربی ، قطر وبحرین میباشد.
دین و مذهب
ایران کشوری است که دارای سیستم جمهوری اسلامی میباشد یعنی جمهوری اسلامی ایران.پس چنین هویدا است که این کشور دارای دین رسمی اسلام است که اکثریت نفوس آنرا مسلمانان تشکیل میدهد و از لحاظ مذهب مروج آن کشور باید بگوییم که مردمان آن پیرو مذهب تشیع عثنی عشری میباشند اما پیروان مذاهب دیگر نیز در آنجا دیده میشود این مردمان در قسمت دین و مذهب خویش خیلی ها حساس بوده و بعضی از مراسمات و بخش عقیدتی آنها مشهور میباشد که برای آنها خیلی مهم است و ما در این قسمت به ذکر آنها میپردازیم.
ماه محرم
یکی از مراسمات دینی مردم ایران متعلق به ماه محرم الحرام است که در این ماه از شهادت امام حسین "علیه السلام" نواسه پیامبر بزرگ اسلام تجلیل به عمل میاورند
در این ماه عزاداری میکنند قسمیکه تمامی قسمتهای شهر را سیاه پوش میکنند و از طرف شب به مراسمات مذهبی خویش اقدام میکنند قبل از اینکه ماه محرم الحرام داخل شود ایام شورش محرم گفته میشود و برپایی مراسمهای خوشی را قطع میکنند که این وضعیت تا بیست و هشتم ماه صفر ادامه پیدا میکند در ماه محرم روز هفتم،نهم و دهم از جمله روزهایی است که دارای اهمیت بیشتری میباشد در روز دهم این ماه به نظر و خیرات میپردازند البته این ویژه گیهایی را که یادآور شدیم تنها مختص به مردم ایران نمیباشد بلکه تمام مردم شیعه در تمامی نقاط جهان این مراسم را دارا میباشند.
ماه صفر
ماه صفر نیز یکی از ماه های قمری است که دارای اهمیت وافری نزد مردم تشیع میباشد در این ماه مردمان شیعه مذهب و مرمان ایران نیز به یک سلسله نذورات میپردازند که این عمل دلالت میکند بر اینکه خاندان پیامبر و فامیل امام حسین "علیه السلام" در اسارت دشمن بوده اند در این ماه یکی از وقایع مهم که قابل یاد آوری است مراسم اربعین حسینی یا چهلم مراسم عاشورا میباشد که مصادف با روز بیستم صفر است که در این روز نیز مردمان شیعه و مردمان ایران نیز به اجرا یک سلسله مراسمات میپردازند و البته این ماه که ختم شود مرمان دوباره به وضعیت عادی خویش برگشته و مراسات خوشی خود را برپا میکنند.
شبهای قدر
شبهای قدر از جمله شبهای پرفیضی است که برای همه مسلمین جهان خیلی ها مهم است چون در این شب مبارک بزرگترین معجزه حضرت محمد مصطفی "صلی الله علیه والسلم" و کلام الله سبحان یعنی قرآن مجید نازل گردیده است.علاوه بر این موضوعات یاد شده مردمان شیعه و مردم ایران یک تعبیر دیگری نیز برای تجلیل از این ماه نزد خویش دارند در این ماه حضرت علی "علیه السلام" نیز به شهادت رسیده است که شبهای 19،21 و 23 رمضان را مصادف به شب قتل حضرت علی میدانند که در این شبها تا به سحر به عبادت میپردازند و همچنان به ذکر دعا مشغول میشوند.
ماه شعبان
هشتمین ماه قمری ماه شعبان است که یکی از ماه های معظم در بخش عقاید مردمان شیعه است به دلیل اینکه این ماه مصادف به ماه تولد امام مهدی "عج" دوازدهمین امام شیعیان است چون نظر به مذهب شیعه و تأیید مذاهب دیگر این امام هنوز زنده بوده و در نزدیک قیامت ظهور خواهد کرد که یکی از نشانه های قیامت را نیز ظهور همین امام دانسته اند روز پانزدهم شعبان که روز تولد این بزرگوار است مردمان شیعه به نذرها و مراسمات شادمانی میپردازند و جشنها را برپا میکنند جاده ها و مساجد را گل پوش میکنند و در خیابانها به خیرات اقدام میکنند.
عید غدیر
چنانچه یادآور شدیم مردم ایران شیعه دوازده امامی میباشند که اولین امام در آن مذهب امام علی "علیه السلام" میباشد که هجدهم ذی الحجه بنام عید غدیر یاد میشود این عید مصادف با روزی است که در این روز امام علی به امامت انتخاب شده است و از همین رو از این روز به عنوان عید تجلیل به عمل میاورند که این عید زیادتر مربوط به مردم سادات است که در این روز مردمان دیگر به خانه مردمان سادات میروند و از آنها پولی را به عنوان عیدی اخذ میکنند و آن پول را هم خرچ نمیکنند و به عنوان تبرک نزد خود نگه میدارند.
نظام خویشاوندی
ایرانی ها مانند سایر مردم کره زمین بخاطر ادامه حیات و بقای نسل ازدواج میکنند.
چون این کشور یک کشور اسلامی است روابط و نظام خویشاوندی آنان خیلی مشابه به افغان ها و سایر مسلمین است.
ایرانی ها زمانیکه یک دختر را مد نظر میگیرند کوشش میکنند آن دختر از ا خویشاوندان بستگان نزدیک شان باشد، آنها یک شب را تعیین میکنند و بخاطر خواستگاری به خانه عروس یروند خانواده عروس که از قبل ازین امر آکاه هستند از آنان پذیرایی خوب میکنند.
خاواده داماد در آن شب با خود یک جعبه شیرینی و یک دسته گل تازه که نماد خواستگاری در ایران است را با خود میبرند همچنان درین شب هم عروس در محفل میباشد هم داماد هر دو در این نشست شرکت میداشته باشند.
بعد از چند رفت و آمد مکرر بلاخره خانوده عروس رضایت نشان میدهد بعد ازین رضایت مراسم بله بوون( شرینی خوری) اجرا میگردد و حلقه ها رد و بدل میشوند، اکثرآ درین محفل عقد خوانده میشود و هر دو به هم محرم میشوند.
ایرانی ها برای عروسی محفل مجللی برگزار میکنند و مانند افغان ها اقوام و دوست های دور و نزدیک را خبر میکنند بعضی تفاوت ها هم دارد مانند اینکه عروس های ایرانی لباس سبز برای نکاح نمی پوشند و فقط لباس سفید به تن میکنند آنها مراسم حنا بندان( شب خینه) هم دارند.
ممیزه مراسم ازدواج ایرانی ها سفره عقد است.
آنان یک عاقد(آخوند) را برای بستن عقد سر سفره عقد میارن اجزای سفره عقد شامل اینها است:
۱- قرآن کریم: شاهد ساختن خداوند و قان برای این پیوند.
2- کله قند و تور قند:
قند را هنگام عقد بالای عروس میسایند و آنرا با تور (جالی) تزیین میکنند.
طویانه میان این مردم مروج نیست ولی بین آنان دو موضوع مشکل ساز مروج است که یکیش مهر و دیگری جهیزیه است.
جهیزیه دختران ایرانی تمامآ سر پدر دختر است پدر دختر مجبور است اگر د ارا است یا نادار تمام لوازم دختر خود از فرش و ظرف شروع تا لوازم آشپپز خانه و هر چیز دیگر تهیه کنند.
در بعضی موارد اگر پدر دختر دارا باشد تا خانه و موتر نیز برای دختر خد جهیزیه میدهند.
دختران ایرانی مهریه خیلی بالا دارند، آنها معمولآ مهریه خود را سال تولد خود سکه بهار آزادی میگزارند البته ربع مکمل مثلن دختری که در سال ۱۳۷۶ تولد شده باشد مهر او ۱۳۷۶ دانه سکه ربع مکمل آزادی است.
۳ـ یک جفت شمع دانی منقوش: جهت آرزوی روشنایی و گرمی پیوند.
۴ـ جانماز: نمادی از پابندی زوج به اصول دین مبین اسلام.
۵ـ کاسه نبات: معمولآ جهت شرین کامی استفاده میشود.
۶ـ نقل و سکه: جهت شرینی و افزایش روزی عروس و داماد.
۷ـ تخم مرغ: تخم مرغ بین آریایی ها نمادی از زاد و ولد است.
۸ـ فندق، چهارمغز(گردو)،بادام: غذا های پر مقوی.
9-نان و پنیر: نان را نشان برکت الهی و پنیر نشانه سفیدی و سفید بختی است.
۱۰- گل: نشانه طراوت و تازگی معمولن از گل سرخ.
۱۱-شرینی: ارمغان آورنده خوشی و شرینی.
۱۲ـ سبزی: به نشانه سبزی و تازه گی.
۱۳ـ میوه: نشانه های از موهبت های الهی.
۱۴ـ عسل: یکی از اجزای مهم است بعد از عقد در دهن همدیگر میگذارند چهت شرین کامی.
۱۵ـ جا حلقه یی: بخاطر گذاشتن حلقه نامزادی.
۱۶ـ خوانچه نان و اسپند: اسپند بخاطر دور داشتن چشم بد و نان بخاطر روزی.
۱۷: آیینه:دلیلی بر پاکی و صافی دلها.
مراسم تکفین
ایرانی ها چون مسلمان هستند همه مراسم شا مانند ما است فقط یک چیز بین آنان مهم است اینکه آنان مرده های خود را بدون اجازه پزشک قانونی( طب عدلی) حق دفن ندارندخواه آن مره به مرگ طبیعی مرده باشد یا به قتل رسانده شده باشد اول یک برگه اجازه نامه از پزشک قاونی میگیرند بعدآ در بهشت زهرا یا همان جای دفن مرده ها برده میشود و اجازه نامه را نشان داده قبر خریداری میکنند.
درین وقت و سال های نزدیک چون تعداد قبر ها زیاد شده و جای کم دارند قبر ها را میخرند و دو طبقه یی میسازند.
زمانیکه یک شخصی وفات میکنند ایرانی ها از هر استانی که باشند به مرکز بخاطر تدفین نمی آیند بلکه خانواده میت مجبور است در هر آستانی که اقوام شان زندگی میکنند در آن آستان عزا داری برگزار کنند.
آنها تمام خانه هایشان را سیاه پوش میکنند با تکه سیاه و برای چهل روز تنها لباس سیاه میپوشند و آنرا از تن خود بیرون نمیکنند.
ریش خود را نمی تراشند و بعد از چهل روز توسط اقوام نزدیک خو به حمام برده می شوند و ریش شان تراشیده و لباس سیاه از بدن شان خارج میشود.
خانم های ایرانی نیز در مراسم تشعیع جنازه اشتراک میکنند.
نوروز
این مراسم نه تنها بین آریایی ها بلکه بین سومری ها و بابلی ها نیز به پیشواز گرفته میشود.
آنها این مراسم را جهت زندگی نو و تازه برابری طبیعت و روشنایی در حیات است ولی آنها به آن توجیه های اسلامی داده اند که ازین قرار است.
- این روز مصادف است با تولد حضرت موسی
- فرو نشستن کشتی نوح و ختم طوفان
-باز یافتن انگشتر معجزه آسای حضرت سلیمان
- فرو فرستاده شدن انجیل
- آغاز خلافت علی "علیه السلام"
- روز پادشاهی کیومرث آریایی
ایرانی ها این مراسم را ۱۳ روز متواتر به گونه احسن تجلیل میکنند که ۱۲ روز آنرا خانه اقوام خود گشت و گذار میکنند انواع و اقسام خوردنی ها میوه خشک (آجیل) میوه تر (هفت میوه) وغیر استفاده میکنند و روز سیزدهم را به نام سیزده بدر بیرون خانه میروند و سبزه گره میزنند و آرزو میکنند.
بر علاوه آنان سفره یی پهن میکنند که هفت نوع سین در آن میباشد
سیر،سرکه،سکه، سمنو(سمنک)، قرآن، آیینه، سیب، تخم مرغ، ماهی، سبزه...
شب یلدا
درین شب که شب آخر پاییز آخر قوس( آذر ) است مردم ایران به رسم از بزرگداشت آیین آریایی تمام شب که بلند و دراز ترین شب سال است بیدار میمانند و با هندوانه(تربوز)، خسته یا تخمه، انار و میوه خشک و فال حافظ آنرا تجلیل میکنند.
چهارشنبه سوری
این مراسم نیز نمادی از آریایی ها و زردشت بوده است مردم ایران نیز شب چهارشنبه آخر سال را تا صبح بیدار مانده و آتش بزی میکنند از روی آتش نمی پرند انواع و اقسام جرقه ها می اندازند و با خواندن شعر معروف سرخی تو از من زردی من از تو آن شب را صبح میکنند و کینه و کدورت یک سال را آتش می سوزانند.
فلکلور
دانش و هنر
مردم ایران از لحاظ هنر و دانش خیلی مردم قوی و با فرهنگ هستند رشته های معماری، نقاشی، بافندگی، سفالگری، موسیقی، خوش نویسی، فلزکاری... است.
قالین
قالین های پاریدیک نوع قالین های ایرانی هستند که از زمان پارت ها و ماد ها باقی مانده است.
نگارگری
میناتوری آثار دوره های مختلف مصور سازی کتاب های قدیمی ( ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک و عیار، خاوران نامه...) میباشد.
سفال و سرامیک
در بخش های مختلف به انواع مختلف ودر مقاطع مختلف از دوران خیلی باستان چهار منطقه عمده سفالی در ایران وجود داشته است
فلات، زاکروس، لرستان، جنوب دریای خزر که شامل استان های گیلان و مازندران است مناطق سفالگری و سرامیک ایران است.
ادبیات
از لحاظ ادبیات که همه ما میدانیم ایران شعرای مثل حافظ ، سعدی، عمر خیام، نظام گنجوی، فردوسی.. و از نویسنده های معاصر احمد شاملو و صادق هدایت وغیره یاد کرد.
معماری
ویژگی های معماری معماری ایران طرح های مناسب، محاسبات دقیق، انواع مناره، فرم درست پوشش، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و تزيینات گوناگون است.
سینما
اولین دوربین فلمبرداری در زمان مظفرالدین شاه به ایران برده شد و اولین فلم شان بنام آبی و رابی در سال ۱۳۰۸ بود که ساخته شد و تا حال ادامه دارد که سالانه یک یا چندین فلم ایرانی کاندید جایزه اسکار و گاهی برنده آن است.
صنایع دستی
مردم ایران صنایع مختلف دستی دارند ولی از آن بین مشهور ترین آن زری بافی است.
موسیقی
موسیقس کلاسیک ایران که بنام موسیقس دستگاهی هم یاد میشود یک نوع موسیقی ویژه است که دارای پرده های شاد و غمگین میباشد.
موسیقی دان ها همیشه یک شباهت خاص میان موسیقی ایرانی و اپرا دانسته اند و پرده های غم انگیز انرا نشاه یی از گذشته تراژید آن خطه دانسته اند.ایرانی ها یک نوع آله به خصوص موسیقی بنام سنتور دارند و سایر آلات آن شامل نی، دف، چنگ، تار، رباب، سه تار وغیره است.
موسیقی های مختلف ایران شامل موسیقی بلوچی، ترکی، کردی، آذربایجانی، بختیاری، جنوبی، بندری... است.
زبان
ایرانی ها زبان فارسی یا پارسی خود را از رشته خانواده هندو آریایی میدانند که آهسته آهسته کوچک شده و شامل یک خاندان خاص بنام نیا ایرانی میباشد.
زبان رسمی شان فارسی است ولی اما در آستان های مختلف شان مردم به زبان های ترکی، کردی، لری، آذربایجانی، و گویش های شمالی، شیرازی وغیره صحبت میکنند.
لباس
همانطوری که ما در افغانستان در ولایات مختلف لباس های مختلف داریم ایرانی ها هم مردم های مختلف شان لباس های مختلف به تن میکنند، چون خیلی زیاد است اما به عنوان نمونه چند تای آنرا ذکر میکنیم.
اصفهانی
زن های اصفهانی شلوار نخی سفید و زنان مسن آنان تنبان های سیاه و چادر شیری گلدوزی شده به تن میکنند که آنرا با سنجاق می بندند دامن مخمل سرخ کوتاه با چین های زیاد که توسط دکمه بسته میشده به زیبایی آنان می افزوده .
مرد های اصفهانی معمولا تنبان سیاه و گشاد پیرهن سفید یخن ساده دکمه دوبل با آستین های کشاد جلیقه یا واسکت کوتاه سیاه و کلاه نمدی به تن میکردند.
بختیاری
زن های بختیاری لچک یا همان کلاه زیر چادر که با پولک و نگین و مروارید سنگ های قیمتی تزیین شده مینا یا همان روسری یا چادر حریر که با سنجاق محکم میکنند جومه دو چاک از طرف کمر تا پایین کمر زیر آن دامن پرچین به نام شلوار قری به تن میکنندکه ۸-۱۰ متر تکه لازم دارد.
اما مرد های بختیاری کلاه نمدی، جوقه شال، شلوار سیاه و کفش های بنام گیوه به تن میکنند.
بلوچ:زن های بلوچ معمولا یپیرام های دراز و بلند می پوشند و پیرهن های سوزن دوزی و مرد های آنها پیرام های یخن کلان با یک دانه دکمه و آستین های گشاد
شلوار های پرچین و نیفه برگردان که ۶-۸ متر تکه میبرد با کفش های متنوع خاص.
غذا ها
ایرانی ها غذا های خاص و خوشمزه خود را داررند که نه تنها بین مردم ایران بلکه بین مسافران و هر کسی که آنرا چشیده محبوب و لذیذ است غذا های خاص ایرانی شامل آش رشته، فسنجان،قورمه سبزی، میرزا قاسمی،کشک بادمجان، زرشک پلو با مرغ، عدس پلو وغیره..
میرزا قاسمی
بادمجان سیاه را بالای آتش کباب کرده پوستش را جدا میکنند آنرا له کرده در ظرف دیگر پیاز سیر و بامجان رومی را سرخ کرده مرچ و نمک و تخم مرغ به آن علاوه میکنند بعد از آن بادمجان سیاه را نیز به آن علاوه کرده میگذارند تا خوب بپزد بعدآ آماده صرف میشود.
فسنجان
برای تهیه فسنجان ابتدا سینه مرغ را خورد خورد ریز کرده و به اندازه آن چهارمغز را خورد کرده در دیگ با مقداری روغن و نمک و بوره میندازیم تا خوب بپزد بعد از آن که خوب پخته شد چند لیوان آب انار به آن اضافه میکنیم و دوباره میگذارند آب آن خشک شود بعدآ آنرا صرف میکنند.
زرشک پلو:
برنج را صاف سفید می پزند بعدآ در وقت دم مقداری از آنرا جدا در ظرف انداخته با زعفران رنگ میدهند به رنگ زرد و در یک ظرف جدا مقداری از زرشک را با روغن سرخ کرده مرغ را نیز نرم کرده سرخ میکنند بعدا وقت کشیدن غذا آنرا تزیین میکنند.
قورمه سبزی
در این غذا سبزی"تره یا گندنه،اسفناج یا پالک،جعفری و گشنیز" گوشت،لیمو خشک و لوبیا قرمز استفاده میکنند که یکی از غذاهای مشهور و ناب و لذیذ این کشور میباشد.
خلاصه و نتیجه گیری:
ایرانی ها از نژاد آریایی هستند که در سال ۱۹۳۵ این کشور بنام ایران نامگذاری شد قبل از آن بنام فلات ایران یاد میشد که سایر مناطق همجوار ایران امروزی را نیز در بر داشت و قبل از فلات بنام پرسیا و پرشیا مشهور بود که تا حال هم بسیاری از مردم اروپایی آنان را به نام پرشیا میشناسند.
کشور ایران از لحاظ موقعیت جغرافیایی درغرب افغانستان و در آسیای جنوب غربی و خاور میانه موقعیت دارد که از لحاظ حدود اربعه بطرف شمال آن روسیه و بحیره کسپین،در شرق آن افغانستان و پاکستان،در جنوب آن خلیج های عمان و فارس و در سمت غرب آن جمهوری عراق و ترکیه موقعیت دارد و در قسمت شمال غربی نیز سرحد با آذربایجان دارد.
نفوس آن ۷۰ ملیون نفر تخمین شده است نوع نظام سیاسی شان جمهوری اسلامی مطلقه از نوع آخوندی است، دموکراسی درین کشور کاملآ منع است اقتصاد سوسیالیستی بسته و متکی به خود دارند.
مردم آن اکثریت پیرو دین اسلام و شیعه مذهب هستند برعلاوه پیروان ادیان عیسوی،ایلامی،زردشتی، مسیحی،ارمنی و آتییست نیز در این سرزمین زیست دارند.
اقلیم آن مختلف است بری خشک، معتدل و مرطوب است نظر به نوع مناطق آن متفاوت میباشد یعنی همه مناطق آن دارای اقلیم مساوی میباشد.
خلیج فارس و تنگه هرمز مناطق نفت خیز و تجاری ایران محسوب میشود که در قسمت اقتصاد این کشور رول مهمی را بازی میکند و در بین کشورهای دخیل در خلیج فارس سبب مشکلات بسیاری میشود.
در ایران اقوام مختلف از جمله عجم،عرب،کرد،لر،ترکمن، ارمنی، تاجیک و بختیاری زیست دارند و این مردم دارای رسوم و عنعنات فراوانی میباشند که هر کدام از خود دلایلی را دارا میباشد.
منابع و مأخذ
پوپل,عبدالباقی (1393) تاریخ تمدنهای شرق.چاپ چهارم.کابل:انتشارات یوسف زاد.
عارفی,مجتبی و نظر محمد عزیزی (1391) سیستمهای مهندسی در آبدات باستانی.چاپ اول.کابل:انتشارات یوسف زاد.
ستوده،سیامک.تروریزم اسلامی.pdf
فیلد،هنری.مردم شناسی ایران.pdf
www.irsanat.com
www.persian-man.ir.com
Comments
Post a Comment